IranSculpture.ir
تحقیقی - خبری - پژوهشی جامع ترین سایت تخصصی هنر مجسمه سازی ایران
بازگشت شاخه های هنر مفهومی و هنر جدید / هنر زمینی
[1] ............................................................................................................................. [«لندآرت» پس از 1980]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
«لندآرت» پس از 1980

حسين موسوي فاطمي
دوهفته‌نامه هنرهاي تجسمي تنديس / شماره بيست و نه / ص 7
عنوان :
نویسنده:
مترجم:
منبع:
--------------------------------------------------------------------------------------------------------

«لندآرت» يا هنر زميني كه بارقه‌هاي آن از اواخر دهه‌ي 1960 پديدار شد هم‌اكنون نيز تصورات هنرمندان را به مبارزه مي‌طلبد و در اين رويكرد هنري بعضاً هنرمنداني از سوي آژانس‌هاي دولتي مؤسسات خصوصي براي ايجاد قطعات هنري در مكان‌هاي عمومي دعوت مي‌شوند.
براي مثال مي‌توان از «بيل وازان» كانادايي متولد 1933 (Bill Vazan) ياد كرد كه از اواخر دهه‌ي 1960 در اين زمينه آثاري را با مواد طبيعي مانند: خاك، شن، سنگ، گچ و برف ارائه نموده است. بسياري از اين آثار و اشكال وي از منابع باستان‌شناسي يا تاريخي مشتق مي‌شوند و او اين نقوش را به صورت طرح‌هاي برجسته‌ايي در روح سطح زمين ايجاد مي‌كند. «وازان» اثري با نام «ردّ لاستيك» (Tire track) را در سال 1987 براي پاكي در شهر بروك، كبك، ارائه داد. او توانست با به وجود آوردن ردّ جهت‌دار آجهاي يك لاستيك در مقياسي بزرگ با قطري حدود 50 فوت به صورت استعاره‌ايي از لاستيك به عنوان پاي انسان ياد كند. اين اثر به‌طور زيركانه‌اي مي‌تواند حضور و يا ردّ پاي انسان در روي سطح زمين را در ذهن تداعي كند.
بروز احساسات عدالت‌خواهي مردم درحوالي سال‌هاي 1980، هنرمند كاليفرنيايي «ال لويدهامرول» متولد 1937 (Lioyd Hamrol) را بر آن داشت تا اثري را به صورت سازه‌ي محيطي در محولطه‌ي باز مدرسه‌ي حقوق دانشگاه نيومكزيكو در آلبوكورك ارائه دهد. در ابتدا و با افكاري درباره‌ي ترازوي عدالت شروع به كار كرد كه در انتها به عرضه‌ي اثري با نام «زمين مرتفع» (High ground) در سال 1980 انجاميد. اين اثر تشكيل شده از يك سطح كاملاً برجسته و چمن‌پوشي كه با شيبي در ميان سطوح تخت اطراف خود گير افتاده كه در واقع اين سطح مانند يك نعلبكي يا تابه‌ايي سعي دارد به‌طور معقولانه‌ايي توازن و تعادل خود را بيابد.
در بريتانيا «اندي گلدورثي» (Andy Goldworthy) متولد 1959 اثرهاي اصولاً ناپايداري از مواد طبيعي در فضاي باز ساخت. اثرهايي از قبيل كارهاي برفي، يخي، از برگ، از پوست درختان، شن و سنگ. برخي از اين آثار آنقدر آسيب‌پذير هستند كه فقط چند ساعت و ندرتاً به قدر كافي مي‌مانند تا او بتواند آن‌ها را مستند كند و عكس‌هايي رنگي از آن‌ها بگيرد.
دربازديدي در سال 1989 از آريزونا، اين هنرمند اسكاتلندي‌الاصل متولد انگليس چند اثر به صورت سازه‌ي محيطي اما ناپايدار از شن‌هاي سرخ‌فام خلق نمود. بر خلاف آثاري كه داراي چنين دوامي گذرا بودند، گلذدورثي دو اثر خاكي بزرگ و نسبتاً دائمي براي «دورهام كانتي» در انگلستان شمالي طراحي كرد كه هر دو براي آبادسازي مسير خطوط راه‌آهني متروك بودند. اولين آن‌ها «اثر خاكي لبمتن» (Lead gate maze) شد، تركيبي زيبا از حلقه‌هاي هم مركز كه در واقع قوس‌هايي بود كه مي‌توانست موج‌هاي عظيم ايجاد شده از پرتاب يك تخته سنگ به درون استخري را در ذهن تداعي كند. موج «لندآرت» و خلق طبيعت خاطره‌انگيز در نمونه‌هاي جديد بزودي در نترلند نيز برانگيخته شد. آنجا هنرمند نيويوركي «ويتوآكونسي» (Vito Acconci) متولد 1940 يك قطعه منظوم به نام «چزيره‌ي شخصي» (Personal lsland) را در سال 1992 خلق كرد كه فضاي رؤيا مانندي را به نمايشگاه اينستاليشن فضاي باز در پارك فلوريدا در شهر زوئه ترمير ضميمه مي‌كرد. اين اثر يك جفت قايق پارويي يكسان و فلزيرا در برداشت كه درون هر يك از قايق‌ها با خاك پُر شده بود. قايقي در يك سطح حلقوي از علف‌گير افتاده بود كه هنرمند اين سطح حلقوي را اين جزيره‌اي قابل حمل با بخش نيم‌دايره‌اي ساحل در هم جفت مي‌شوند.
آكونسي در خصوص اين اثر گفته است: «شما مي‌توانيد روي چمن‌ها و داخل اين قايق‌ها قدم بزنيد و با پاروزني جزيره را طي كنيد. اين ساحل از خودش رانده و با قايق در آب شناور مي‌شود.»
اين اثر از نظر استعاره‌اي غني و لبريز از ارتباط‌هايي درباره‌ي انزوا، جدايي و الهام است و مي‌تواند حتي تداعي كننده‌ي خوفو در پادشاهي مصر قديم و يا ريدوالد در انگلستان قرون وسطي باشد. ذهن ما در اين‌جا مي‌تواند شيوه و روش وايكينگ‌ها در خصوص قرار دادن اجساد مردگان‌‌نشان در قايق‌هاي تدفين براي رانده شدن به دنياي ديگر را نيز تداعي كند. شايد قايق‌هاي به زمين فرو رفته‌ي آكونسي شرايط گرفتاري انسان را نشان مي‌دهد. يعني تصورات ما به‌طور شناور به سوي قلمروهاي تخيلي دور مي‌شوند ولي بدنهايمان در زمين مهار هستند و ما آرزو مي‌كنيم به سوي مكان‌هاي ايده‌آل و معنوي جهان هستي حركت كنيم اماهمچنان خاكي و محدود مي‌مانيم.

منبع:
Designer The Earth

 [1]


فراخوان جشنواره های داخلی
فراخوان جشنواره های خارجی
100 سال مجسمه سازی نوین جهان
جشنواره های بین المللی
مقالاتی پیرامون هنر و زیبایی شناسی
معرفی کتاب
مقاله شناسی
پایان نامه های مجسمه سازی

اخبار انگلیسی
مقالات انگلیسی


درباره ما
تماس با ما
info@iransculpture.ir
IranSculpture@yahoo.com