IranSculpture.ir
تحقیقی - خبری - پژوهشی جامع ترین سایت تخصصی هنر مجسمه سازی ایران
بازگشت شاخه های هنر مفهومی و هنر جدید / هنر چیدمان
[1] 2 ............................................................................................................................... [اینستالیشن آرت]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اینستالیشن آرت
بهشتی


عنوان :
نویسنده:
مترجم:
منبع:
--------------------------------------------------------------------------------------------------------

اینستالیشن آرت (هنر چیدمان) هنری است که مواد مجسمه سازی و دیگر رسانه ها را به کار می بندد تا شیوه ی رویا رویی ما با فضایی مخصوص را اصلاح کند. اینستالیشن آرت لزوماً به فضای نمایشگاه محدود نیست و می تواند به هر مداخله ی مادی در فضاهای عمومی یا خصوصی روزمره اشاره کند.
اینستالیشن آرت تقریباً همه ی اشکال رسانه را در هم می آمیزد تا تجربه ای غریزی و یا مفهومی در محیطی مشخص خلق کند.
مواد مصرفی در اینستالیشن آرت معاصر از مواد طبیعی و روزمره تا رسانه های جدید همچون ویدئو، صدا، پرفورمنس، کامپیوتر و اینترنت را شامل می شود. برخی اینستالیشن ها مختص مکان (site-specific) هستند و به گونه ای طراحی شده اند که وجودشان در گرو مکانی است که برای آن طراحی شده اند.

تاریخ
این گونه هنر معاصر در دهه ی 1970 پر آوازه شد. بسیاری ریشه های این شکل از هنر را در هنرمندان قدیمی تر همچون مارسل دوشان (Marcel Duchamp) و استفاده از مواد پیش ساخته به جای شکلهای سنتی تر پیکر تراشی دستی، می دانند.
هدف هنرمندان در اینستالیشن آرت های متأخر تر که ریشه در هنر مفهومی دهی 1960 دارد، بسیار مهم است. این انحراف دیگری است از مجسمه سازی سنتی که کانونش را بر فرم قرار می دهد. اینستالیشن آرت های اولیه ی غیر غربی، شامل رخدادهایی می شود که توسط گروه گوتای(Gutai) در ژاپن (تأسیس شده در 1954) به اجرا در آمدند، که پیشگامان اینستالیشن آمریکایی همچون آلن کاپرف (Allan kaprow) را تحت تأثیر قرار داد.
اینستالیشن به عنوان نامی برای شکل خاصی از هنر نسبتاً به تازگی استفاده شده است. اولین کاربردش آنگونه که توسط OED ثبت شده در 1969 بوده است. اینستالیشن در این متن برای ارجاع به شکلی از هنر به کار رفته که قطعاً از پیش از تاریخ وچود داشته اما تا میانه ی قرن بیستم به آن به عنوان مقوله ای جدا اعتنایی نشده آلن کاپرف اصطلاح زیست محیط(Environment) را در 1958 برای توصیف دگرگون کردن های فضاهای داخلی اش به کار برد، این بعد ها با اصطلاحاتی چون هنر پروژه ای (Project art) و هنر زمان مند (temporary art) در آمیخت.
هیچ کس نتوانسته است تعریفی از اینستالیشن آرت ارائه کند که موجب رضایت همه باشد. شاید به خاطر اینکه این (اینستالیشن آرت) بیش از هر پیشرفت قطعی دیگر در رسانه های خاص، نشانگر تحولی در عرف دریافت هنری است. اساساً هنر اینستالیشن زیست محیطی به جای سیال ساختن نقاط تمرکز نگاه ما بر جداره ای (خثی) یا به نمایش در آوردن اشیای جدا از هم بر روی یک پایه ی ستون، اساساً کل تجریه ی حسی بیننده را در نظر می گیرد. این هنر فضا و زمان را به عنوان نتنها ابعاد جایی ناپذیر رها می کند و متعهد می شود که شیوه ی انتقادی و جامع از دریافت (تجربه) را به وجود آورد یا حداقل شامل شود. این موضوع از هم پاشیدگی مرز بین هنر و زندگی را ایجاب می کند. کاپرف نوشته است: «اگر ما "هنر" را کنار بگذاریم و خود طبیعت را به عنوان الگو یا نقطه ی حرکت بگیریم قادر خواهیم بود گونه ی متفاوتی از هنر بیافرینیم... خارج ار چرندیات حسی زندگی روزمره»
کنش آگاهانه ی مخاطب قرار دادن هنرمندانه ی همه ی حواس با عنایت به تجربه ی مخاطب در کل، اولین حضور چشمگیر خود را در 1849 داشت یعنی آن زمان که ریچارد و اگنر اثر هنری فراگیر را در سر می پروراند، اثری اپرایی برای نمایش با الهام از تئاتر یونان باستان و شامل همه ی اشکال هنر نقاشی، موسیقی، نویسندگی و غیره ...
واگنر در خلق آثار اپرایی برای تصرف مخاطب هیچ چیزی را نادیده باقی نمی گدارد: معماری، فضا، و حتی خود مخاطب مورد توجه و مورد استفاده قرار می گیرند تا به حالتی از جذب شدن کامل هنرمندانه برسند.
در هنر و ابژگی (art and objecthood) مایکل فرید هنری را که مخاطبش را به حساب می گیرد با لحنی مسخره آمیز (تئاتری)لغب می دهد.
تشابه استواری میان اینستالیشن و تئاتر (theater) وجود دارد: هر دو برای مخاطبی اجرا می شود که انتظار می رود در آن واحد غرق در تجربه ی حسی روایی ای که او را احاطه کرده است شود و درجه ای از هویت شخصی را به عنوان مخاطب حفظ کند. یک تئاتر روی سنتی فراموش نمی کند که از خارج به داخل آمده است تا بنشیند و یک تجربه ی ساخته شده را تماشا کند، یک ویژگی اینستالیشن آرت مخاطب کنجکاو و مشتاق و در عین حال آگاه بدان بوده است که در نمایشگاهی طراحی شده حضور دارد و محتاطانه جهان بدیع اینستالیشن را کاوش می کند.
تعدادی سازمان متمرکز بر اینستالیشن از دهه ی 1980 به این سو به وجود آمدند که بر نیاز به انگاشتن اینستالیشن به عنوان رشته ای مجزا اشاره داشتند . از آن جمله می توان به Mattress Factory، Pittsburgh و Museum of Installation در میان دیگران اشاره کرد.
هنرمند و منتقد ایلیاک باکوف (Ilya kabakov) به این پدیده ی اساسی در مقدمه ی سخنرانی اش اینستالیشن تام گرا اشاره کرده است.( {هر کس} در آن واحد "قربانی" و "مخاطب" است، که از یک طرف اینستالیشن را مورد بررسی و سنجش قرار می دهد و از طرف دیگر آن تداعی ها و یاد آوری هایی که در او بر می خیزد را درک می کند [] او مغلوب فضای فشرده ی تو هم مطلق می شود.)
اینجا اینستالیشن آرت اهمیتی بی سابقه ای به درگیری تماشاگر در آنچه تماشا می کند می دهد. توقعات و عادات اجتماعی که مخاطب با خود به فضای اینستالیشن می برد همان طور که وارد می شود با او باقی می ماند، خواه به محض ورود در فضای جدید آن عادات را حفظ کند و خواه نفی شان کند.
آن چه تقریباً در همه ی آثار اینستالیشن آرت مشترک است بررسی تجربه در کلیت آن و مسائلی که این نحوه ی بررسی ممکن است پیش بیاورد، یعنی کشمکش دائم بین نقد بی طرفانه و درگیری همدلانه با موضوع .
تلویزیون و ویدئو انواع تجربه ی غوطه خوردن در محیطی نو را عرضه می کنند، اما کنترل مداوم بر آهنگ زمان گذرا و آرایش تصاویر مانع تجربه ی دیداری شخصی صمیمانه ای می شود. سرانجام تنها چیز هایی که مخاطب می تواند هنگام تجربه ی یک اثر خاطر جمع باشد افکار و پیش پنداشتهای خودش و قواعد بنیادین فضا و زمان است. هر چیز دیگری می تواند توسط دستان هنرمند ساخته شود.
محوریت نظرگاه ذهنی (سوپژکتیو) در حین تجربه ی اینستالیشن آرت ناظر است بر نوعی کنار نهادن نظریه ی افلاطونی سنتی در خصوص تصاویر ذهنی (ایماژها) در عمل کل اینستالیشن خصلت وانموده ها یا تندیش های ترک دار را به خود می پذیرد: اینستالیشن هر صورت آرمانی را کنار می گذارد و به جای آن ظاهر یا نمود بی واسطه ی آن را برای تماشاگر به حد کمال می رساند. اینستالیشن آرت کاملاً درون قلمرو ادراک حسی عمل می کند، به این معنی که با محوریت دادن به ادراک ذهنی تماشاگر او را در درون نوعی نظام مصنوعی مستقر می سازد(installeng)

ویدئو اینستالیشن
ویدئو اینستالیشن شیوه ای هنری در هنر معاصر غرب است که تکنولوژی ویدئو را با اینستالیشن آرت در هم آمیخته است. این شکل در دهه ی 1980 گسترش بیشتری یافت آن گاه که ویدئو پروژکتورهای کیفیت بالا ارزان تر و قابل اعتماد تر شدند .
یکی از پیشگامان ویدئو اینستالیشن نام جون پایک (Nam June paik) بود که در آثارش از میانه ی دهه ی 60 از چندین مونیتور تلویزیون با آرایشی تندیس گون استفاده می کرد. پایک به کار خود در زمینه ی دیوارهای ویدئوی و پروژکتورها ادامه داد و موفق شد فضاهای فراگیر عظیمی ایجاد نماید.
گری هیل (Gary hill) ویدئو انیستالیشن های در هم بافته ای با استفاده از ترکیب مونیتورهای اوراق شده، تکنولوژی های پروژکشن و دیسک لیزری خلق کرده است که به کمک آنها تماشاگر می تواند با اثر تعامل کند. مثلاً در قطعه ای که نامش کشتی های بلند (tall ships) است و در سال 1992 تهیه شده تماشاچی وارد فضایی می شود که تصاویر شبح گون از اشخاص نشسته بر روی یک دیوار نقش بسته است. حرکت تماشاچی موجب می شود که آن تصاویر برخیزند و به طرف بیننده حرکت کنند.
آثار تونی آرسلر (Tony oursler) از تکنولوژی پیشرفته ی اوایل دهه ی 1990 استفاده می کند مانند ویدئو پروژکتور های بسیار کوچک که می توانند داخل مجسمه یا بناها تعبیه شوند و همچنین از پیشرفت در روشنی تصاویر که بنابر آن تصاویر می توانند در سطوح غیر از یک پرده ی تحت نمایش داده شوند.
در بریتانیا ویدئو اینستالیشن الگوی خاصی را بسط داد. این امر عمدتاً به خاطر وجود جشنواره های مرتب در لیورپول و هول و تمایشگاه هایی همچون موزه ی هنر مدرن آکسفورد است که معمولاً آثار را نمایش می دهند.
ژانر- كنتپري ري آرت(Contemporary Art ) با هنر معاصر در دهه 70 به وجود آمد ، اما ريشه هاي آن به دهه ها قبل و آثاركساني همچون مارسل دوشامپ – كرت شويترز بر ميگردد. اين دو نفر كساني بودند كه اولين چيدمان هاي هنري را انجام دادند. بعد از آنها و در دهه 60 هنرمندان ديگري در قالب كانسپتچوال آرت اقدام به خلق آثاري كردند كه بعد ها در ژانر اينستاليشن يا هنر چيدمان قرار گرفت. جالب است بدانيد كه در دهه 50 در ژاپن هنرمنداني اقدام به خلق آثاري كرده بودند كه به سادگي در اين ژانر جاي گرفت.
به هر حال هنر چيدمان با اينستاليشن تعاريف بسيار زيادي دارد كه به طور مثال مي توانيد تعاريف زير را بخوانيد.
هنر چيدمان يا Installation art استفاده كردن از عناصر مختلف است براي بيان تجربه هنرمند از فضايي مشخص . موادي كه در چيدمان استفاده مي شوند، شامل طيف وسيعي هستند : ازمواد و اشياي زندگي روزمره و طبيعت تا رسانه هاي جديد نظير ويديو ، صدا ،پرفورمانس ( هنر اجرا ) ، كامپيوتر و حتي اينترنت. هنر چيدمان لزوما در گالري هاي هنري اجرا نمي شود ، بلكه ممكن است در هر فضاي عمومي يا شخصي اجرا شود. بعض از چيدمان ها فقط براي فضاي خاصي طراحي شده اند .
سبك هاي استفاده شده در هنر چيدمان بسيار متنوع هستند ؛ از انتزاعي ( آبستره ) گرفته تا روايي ، از سياسي تا صرفا نظري ، اثري موقتي يا ماندگار. نامگذاري اين سبك هنري در دهه 1970 بود ، ولي پيشروان آن متعلق به اوايل قرن بيستم بودند . در اواخر دهه 1910 جلوه هايي از هنر چيدمان در آثار هنرمنداني كه مي خواستند فراتر از قرارداد هاي مرسوم هنر نقاشي و مجسمه سازي بروند ديده مي شود. اين افراد معتقد بودند هنر هاي زيبا بايد با معماري در آميخته شود.

 [1] 2


فراخوان جشنواره های داخلی
فراخوان جشنواره های خارجی
100 سال مجسمه سازی نوین جهان
جشنواره های بین المللی
مقالاتی پیرامون هنر و زیبایی شناسی
معرفی کتاب
مقاله شناسی
پایان نامه های مجسمه سازی

اخبار انگلیسی
مقالات انگلیسی


درباره ما
تماس با ما
info@iransculpture.ir
IranSculpture@yahoo.com