IranSculpture.ir
تحقیقی - خبری - پژوهشی جامع ترین سایت تخصصی هنر مجسمه سازی ایران
بازگشت سفال و سرامیک
[1] .......................................................................................... [رویکردهای تجسمی در سرامیک های JAE WONLEE]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
رویکردهای تجسمی در سرامیک های JAE WONLEE
گری کرگ
رئوف معینی، رضا جعفری
دوهفته نامه هنرهای تجسمی تندیس، شماره نود، ص 19
عنوان :
نویسنده:
مترجم:
منبع:
--------------------------------------------------------------------------------------------------------

در سکوت یخ‌زده زمستان میشیگان، زندگی زیر زمین در انتظار است و زیر یخ نفس می‌کشد. منظره‌ی منحصر به فرد پهناوری که با روش ساده‌گرایی و هنری (JAE WON LEE) برابری می‌کند. او رنگ را با زیر و بم‌های ظریفی از سفید به تصویر می‌کشد و ظرافت‌هایی از سکوت پر احساس را می‌شکند. پنج سال زمستان در امتداد افقی بدون شباهت به زادگاه‌اش کره جنوبی تفکر را رونق می‌بخشد و افکار پیچیده‌ای از زندگی درونی به عنوان مثال گوش دادن به نفس کشیدن انسان را به سادگی بیان می‌کند.
راز سرامیک‌های بسیار زیبا و نقاشی‌های «لی» در نیروی مافوق طبیعی‌شان است؛ جزییات نامربوط به گونه‌ای پاک می‌شوند که برآمدگی لکه کاغذی یا لبه نازک شده‌ی ی کاشی را از معنایی مؤثر و تمایلاتی عرفانی آکنده می‌سازد. تمرکز روی روش‌های جزیی تحت‌تأثیر میراث آسیایی و فهم عمیق وی از هنر معاصر بوده اما موضوعاتش از جزیی‌گرایی نشأت نمی‌گیرند. وی حتی دوره‌ی رمانتیک برای طبیعت قایل است. اما معناهایی که به واسطه‌ی فرم‌های هیجان‌انگیز و انتزاعی‌اش خلق شده‌اند بیش از این‌که به نظریه‌های مدرنیستی «دونالد جاد» و معاصرانش شباهت داشته باشند به فلسفه‌های نیچه و شوپنهاور نزدیک هستند.
مفهوم بی‌صدای تلاقی در اثر «لی» تمنای غم‌انگیزی را برای وحدت منعکس می‌کند. ماهیت زندگی گوشه‌گیرانه در استودیو، فضایی تفکرآمیز برای بروز استعدادش فراهم می‌آورد؛ کنش‌های تکراری از کار دغدغه‌آمیز به سرودی برای قوه تخیل تبدیل می‌شوند. تنوع از جزیی‌ترین تکان سیستم عصبی یا تغییر درجه حرارت سرچشمه می‌گیرد اما از روی قصد نیست.واقعیت ظاهری خاک و نخ در دیدی کلی از بخش‌هایی تکراری تشکیل شده است در حالی که بررسی دقیق اجزا به صورت جداگانه، تصویری عمیق‌تر از جهان آشکار می‌سازد. از این لحاظ «لی» از تبار شوپنهاور محسوب می‌شود. شوپنهاور این نظریه را داشت که «برای داشتن نظریه‌های اصیل، فوق‌العاده و حتی شاید هم ابدی، شخص باید خودش را برای چند دقیقه چنان کامل از جهان جدا کند که عادی‌ترین اتفاقات برایش جدید و ناآشنا به نظر آید و از این راه است که ماهیت واقعی‌شان آشکار می‌شود.»
سکوت گویای اثر «شماره شش» (امید شکننده، دوری درونی 2003) فرم، افق بازی از صفحه‌های عمودی به خود می‌گیرد که در ردیفی اسرارآمیز به طول دوازده فوت است. قطعه‌های حرارت داده شده‌ی بسیار نازک پرسلین، میزان سردی و گرمی سفیاد را تغییر می‌دهند و این فرآیند نتیجه اکسیداسیون است، یا از بالا نگاه کردن به فضای نامعلوم، فواصل بسیار کم سیاه رنگ بین صفحه‌ها معنا و رمزی در بر می‌گیرند. جزیی‌ترین حرکت موجی در خاک سبب می‌شود که فواصل کم، باز و بسته شوند یا با هم تماس پیدا کنند یا به جلو و عقب رانده شوند. مفهوم حرکت از جزییات و اصیت ارتجاعی جامعه بشری یانمونه‌های نامتقارن طبیعت تقلید می‌کند. با درنظر گرفتن این که رنگ سفید هزاران بار با بیشترین دقت تولید می‌شود این امکان وجود ندارد که جنبه مذهبی کار را نادیده گرفت. همین حرمت در «شی شماره سه» (امید شکننده، دوری درونی 2002) مشهود است. در این شی دسته‌هایی از تارهای خاک بدون لعاب با آیین مذهبی کنار هم جمع می‌شوند، به هم گره می‌خورند و روی هم انباشته می‌شوند. استعاره‌های قندیل‌های آویزان یا آذین‌های تور مانند شاخه‌های یخی کوچک، باقیمانده‌های ناپایدار از صبحی تلخ هستند که اگر با دستانی گرم جمع شوند ذوب خواهند شد. ارزششان، تقریباً به همان اندازه سستی خاک، جایگاه متزلزلی در توده‌های بزرگ از تراکم ظریف و دقیق پیدا می‌کند و به عنوان تلمیحی مانند هیزم جمع شده استفاده می‌شوند که از تب سرد جلوگیری می‌کند. «لی» تعالی در کار را پیشنهاد می‌دهد که امید به دیدن گیاهان هنوز زنده‌ی بعد از یخبندان را آشکار می‌سازد.
اکرسیر «Accrescere» 2004 به همان اندازه، از زیبایی ظریفی برخوردار است. تخته شطرنج مانندی از پرسلین که غلاف‌های بالقوه را نگه می‌دارد نویدی از خودش یا بهار را آشکار می‌کند. کاشی‌هایی که رویشان دانه‌های پراکنده‌ی لوله مانندی جای گرفته‌اند، تقلیدی از حرکت‌های جزیی افت و خیزی سطح یخ یا زمین هستند؛ مانند نفسی که برمی‌آید و سپس فرو می‌رود. خیز در شکل‌های برآمده و افت در فرورفتگی‌ها و لبه‌ها، طبقه‌بندی‌های دقیقی برای وضع هر غلاف خلق می‌کند. روابط شکل و سطح صاف اولین‌بار در «حافظه در زمستان» 2002 کشف شدند. «حافظه در زمستان» دو کاشی با غلاف‌های نر وماده است که از خاصیت نورگیری معین استفاده می‌کنند.
بذرپاش «دسامبر ـ 2004» از سه نقاشی در دوازده بخش تشکیل شده است که مانند تقویمی یادآور پربارترین لحظات دوک رو بری (Les Ties Riches Heurs Duc de Berry) است. «لی» ناپایدارترین دست‌نیافتنی‌های زندگی بشری را به عنوان موضوع کار انتخاب می‌کند. بخش‌های سفید و مشخص نخ در زمینه‌های مبهم شناور می‌شوند و به صورت حکایتی یا نیروی التیام‌بخش جمع و سپس در جاهای نامشخص پراکنده خواهند شد. به خاطر این که کاغذ بیشتر از سطح گره‌ای زیرین دیده شده است، لکه یا تاول موجود در آن غالباً نیروی کافی برای جویدن آن تا حد کرک شدن تولید می‌کند و تکه‌هایی مانند نفس یا ابرهایی یخ زده در فضای اتمسفر رها می‌کند. هنگامی که به شکسته شدن یخ چشم دوخته‌ایم از چشم‌انداز بشری‌مان چه چیزی می‌توانیم درک کنیم؟ «JAE WON LEE» دیدی به دنیای درون به ما ارایه می‌دهد؟ مردگان زمستان نمرده‌اند: دم مسیحایی زیر لایه درونی در انتظار است.
منبع: Sculpture Feb 2006

 [1]


فراخوان جشنواره های داخلی
فراخوان جشنواره های خارجی
100 سال مجسمه سازی نوین جهان
جشنواره های بین المللی
مقالاتی پیرامون هنر و زیبایی شناسی
معرفی کتاب
مقاله شناسی
پایان نامه های مجسمه سازی

اخبار انگلیسی
مقالات انگلیسی


درباره ما
تماس با ما
info@iransculpture.ir
IranSculpture@yahoo.com