IranSculpture.ir
تحقیقی - خبری - پژوهشی جامع ترین سایت تخصصی هنر مجسمه سازی ایران
بازگشت صد سال مجسمه سازی نوین جهان / فصل ششم: اختلاطی از سبک ها
[1] 2 3 4 5 6 7 8 9 ..................................... [فصل ششم] فصل پنجم فصل چهارم فصل سوم فصل دوم فصل اول
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اختلاطی از سبک ها

تحولات هنر پيكره‌سازي بعد از جنگ جهاني دوم، در مقايسه با هنر نقاشي، فاقد پيوستگي و تداوم آشكار است. در نقاشي اين دوران،‌ تأكيدي فزاينده بر «اكسپرسيونيسم انتزاعی» 1 وجود داشته و ما شاهد ظهور «مكتب» 2جديدي به نام «نقاشي كنشي» 3بوده‌ايم. اگرچه نقاشي كنشي جرياني مشخص با يك موقعيت جغرافيايي خاص (ايالت متحده آمريكا و مخصوصاً شهر نيويورك) است، ولي اين مكتب، گسترش منطقي سبك اكسپرسيونيسم مي‌باشد‌ و مشخصه آن (غرق شدن در ابزار و تسليم شدن در برابر «احساسات مجسم غيرخيالي و واقعي» 4) این است كه اساساً نقاشانه است. پيكره ساز، ديگر نمي‌تواند عبارت مشهور «پولاك» 5را بازگو نمايد و بگويد: «وقتي من در حال ساخت پيكره هستم،‌ نمي‌توانم از آنچه كه انجام مي‌دهم آگاه باشم.» مجسمه‌ساز، علي‌رغم بعضي تلاش‌هاي شجاعانه‌ايي كه توسط «اتين مارتين» 6انجام شده است، الزاماً بايد به غير از پيكره‌سازي‌اش، يك صنعتگر هوشيار و آگاه باقي بماند.




















با اين وجود شخص مي‌تواند همه بحران‌هاي بعد از جنگ را در هنر مجسمه‌سازي طبقه‌بندي كند، اگر چه مسلماً، همانطور كه در كتاب «تاريخي مختصر از نقاشي مدرن» ذكر كردم، اين يك کار منتقدانه است تا يك کار تاريخي. ما با اختلاطی از سبك‌ها، بهره‌برداري از ابداعات و اختراعات و آزمايش‌هاي بي‌پايان با مواد جديد روبرو مي‌شويم؛ نه با تفرقه و جدايي بين تمامي سبک‌ها كه داراي ارتباط منطقي با يكديگرند. سبك‌ها يا مكاتب موجود، عبارتند از: اكسپرسپونيسم، پست‌امپرسيونيسم، كوبيسم، كانستراكتيويسم، سورئاليسم و آبستره‌اكسپرسيونيسم؛ فرد هنرمند، مطابق با طبع خود، به يك يا چند سبك وابسته مي‌شود، به همان ترتيبي كه يك فرد مسيحي، به يكي از فرقه‌هاي مسحيت مرتبط مي‌شود.





















آن چيزي كه خاص وضعيت بعد از جنگ است علي‌الخصوص در مجسمه‌سازي، تعريفي است كه متعلق به هيچ نهضتي نبوده و آن وجود يك «فكر آزاد» هنري است. شايد هميشه اين شيوه نگرش، مشخصه استادان بزرگ در هر دوره‌اي بوده باشد. در زمان خودمان، پيكاسو، سكوي پرش چندين نهضت جديد بوده است؛ اما هيچگاه حاضر نشده كه با يكي از آنها خود را تطبيق داده و يكي شود. مجسمه‌هاي «هنري مور» مي‌تواند با دلايلي موجه، مدعي سورئاليسم باشد،؛ هر چند كه مور خودش با اين نهضت يا نهضت‌هاي ديگر موافق نيست. اما اين بدان معنا هم نيست كه هنرمند، هرچند كه برجسته و مستقل باشد، مي‌تواند از سكوي پرش خود صرف نظر كند. اين وضعيت، توسط «هارولد روزنبرگ» كه تيزهوشي و فراست او زبانزد است، توصيف شده است:

«در عصر ما، اين نهضت‌هاي هنري هستند كه پيوند ميان سبك‌ها را امكان پذير مي‌كنند، كه اين امر منجر به مبادله عقايد و احساسات و ادراكات ميان هنرمندان مي‌شود و آغاز رويه‌هاي تازه را براي اختراعات فردي تدارك مي‌بينند. شبكه جنبش‌هاي هنري، از طريق زمان و مكان هنرمندان را به يك كليت مرتبط مي‌كند كه اين كليت، دورنماي خيالي و عقلاني را براي نقاشي‌هاي منحصر به فرد ايجاد مي‌كند.» 7

اين امر همچنين ممكن است براي پيكره‌هاي منحصر به فرد و خاص نيز صادق باشد. چنانچه «روزنبرگ» بر اين ادعا اصرار دارد كه عكس‌العمل فعلي در برابر هر تجلي جمعي مشكل مي‌شود و علت اين امر، وجود «فردگرايي» 8است كه از عقايد ستيزه‌‌جویانه غرب، بعد از جنگ مي‌باشد. اغلب به ما گفته مي‌شود كه هنرمند،‌ مستعد خلق چيزي است كه آن چيز كاملاً متعلق به خودش است و اين معناي اساسي هنر در عصر توليدات انبوه و «كانفورمیسم» 9 (يكسان گرايي) مي‌باشد. با اين وجود، جريان‌ها و نهضت‌هاي هنري باعث رهايي شخص هنرمند شده و به كار او اهميتی اجتماعي مي‌بخشند و اين، نتيجه‌ايي است كه آقاي «هارولد روزنبرگ» به آن رسيد؛ این قوت بخشیدن به فردگرایی هنرمند واقعی است که به جریان های هنری اعتبار می بخشد.





















«در جريان فعلي، «فرديت» كه كسي زياد در جستجوي آن نبود، گسترش داده مي‌شود… به دور از مقيد كردن تخيلات هنرمند. نهضت، از طريق اشارات و حركات دست هنرمند، بينش، شناخت و احساسات او را كه خارج از خود هنرمند و شايد از ماوراء خود آگاهي است،‌ به سوي خود جذب مي‌كند. نهضت زنده، بيشتر راهي مشترك از انرژي‌ها و اشتياقات است تا يك مجموعه از تصورات و خيالات؛ به طوری که یک هنرمند خاص در تعاریف این نهضت نمی‌گنجد.»

از نظر يك مورخ، در قرن آينده ممكن است تعداد زيادي از نهضت‌ها در هنر مدرن با هم يكي شوند؛ جرياني شبيه متحد شدن با منريسم 10با رومانتيسم11 . اما اگر اين يك نهضت،‌ به اندازه كافي قوي باشد، هميشه در يك فاصله زماني،‌ موجب به وجود آمدن يك ضدنهضت مي‌شود. من اعتقاد دارم كه پيچيدگي چشم‌انداز مدرن تا حدودي، مناسب براي همزيستي با چنين نهضت‌ها و ضدنهضت‌هايي است؛ چنانچه رمانتي‌سيسم پيكاسو در زمان ما با كلاسيسيم

 [1] 2 3 4 5 6 7 8 9

  • Abstract Expressionism
  • School
  • action painting
  • concrete pictorial sensations
  • Pollack
  • Ettine- Martin
  • "On Art Movement's, The New Yorkers, 5 October 1963, pp. 59-69
  • individualism
  • Conformism
  • mannerism
  • romanticism

فراخوان جشنواره های داخلی
فراخوان جشنواره های خارجی
100 سال مجسمه سازی نوین جهان
جشنواره های بین المللی
مقالاتی پیرامون هنر و زیبایی شناسی
معرفی کتاب
مقاله شناسی
پایان نامه های مجسمه سازی

اخبار انگلیسی
مقالات انگلیسی


درباره ما
تماس با ما
info@iransculpture.ir
IranSculpture@yahoo.com