IranSculpture.ir
تحقیقی - خبری - پژوهشی جامع ترین سایت تخصصی هنر مجسمه سازی ایران
بازگشت صد سال مجسمه سازی نوین جهان / فصل سوم: از کوبیسم تا کانستراکتیویسم
[1] 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 .......................... فصل ششم فصل پنجم فصل چهارم [فصل سوم] فصل دوم فصل اول
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از كوبيسم تا «كانستراكتيوسيسم» 1

واژه‌ «كوب» 2 (مكعب)، که به طور خودانگيخته¬ای توسط منتقدين و روزنامه‌نگاران، براي توصيف نمودن نقاشي‌هاي براک و پيكاسو، از سال 1910 به بعد مورد استفاده قرار گرفته بود، 3 واژه‌اي است كه بيشتر معرف يك شیء سه‌بعدي است تا يك بوم نقاشيشده دو بعدي. از شروع نهضت كوبيسم، كاملاً آشكار بود كه پيكره‌سازي نيز، مانند نقاشي درگير ماجراي جديدي شده است. نيازي به توصيف تاريخ عموم اين نهضت، در متن حاضر نيست؛ اما اين جريان از تلاقي و برخورد دو منبع كه در بخش‌هاي پيشين به آن اشاره شد، يعني نقاشي‌هاي سزان و پيكره‌سازي قبيله¬اي آفريقا به منصه ظهور رسيد. اينكه بين پيكاسو و براک، كدام يك بر اين اختلاط و آميختگي اثر‌گذار بوده‌اند، سؤالي بيهوده است كه بسيار راجع به آن بحث شده است. اين دو هنرمند همديگر را در اواخر سال 1907 ملاقات كردند؛ مقدمه اين آشنايي توسط« آپولينر» 4فراهم شد. در اين زمان، پيكاسو تابلوي دوشيزگان آوينيون را نقاشي كرده بود كه بدون شك يكي از پر سر و صداترين و انقلابي‌ترين اثر هنري در تاريخ هنر مدرن به شمار مي‌رفت و اولين كسي كه در گيجي و مبهوتي حاصل از اين نقاشي سهيم شد، «براک» بود. 5 اما اين دو هنرمند در مدت بسيار اندكي دوستان نزديك و صميمي براي يكديگر شدند؛ از سال 1908 به بعد، عملاً با هم زندگي و كار كردند. اساساً ممکن است ادعا کنیم که وجود و اتحاد دو عامل فوق با یکدیگر، سبب ایجاد این سبک جدید شد؛ يكي هنر بدوي که به وسیله پیکاسو مطرح شد و دیگری هنر سزان که توسط براک اعمال شد. اگر چه براک مجذوب مجسمه‌هاي سياه‌پوستان شد، ولي هرگز اين سبك بر نقاشي‌هايش تأثیر نگذاشت 6 و به طور يكسان، پيكاسو نيز هرگز به طور عميق، از آنچه كه در سبك سزان مهم و اساسي بود، متأثر نشد؛ سزاني كه در جستجوي استحكام، صلابت و استواري و يا آنچه كه خودش از آن با عنوان «تمام و كمال» نام مي‌برد، بود. بنابراين، يك تضاد اساسي بين شيوه‌هاي پيكاسو و براک، در زماني كه آنها با يكديگر شروع به كار كردند (1908)، وجود داشت. اگر چه پيكاسو تا اين زمان از نقش‌مايه‌هاي سزان استفاده سطحي كرده بود، حتي در تابلوي دوشيزگان آوينيون؛ ولي به سبب ملاقات با براک بود كه او اهميت سزان را دريافت و شروع به ايجاد ارتباط لازم بين اشكال و طرح‌هاي عميق سزان و سادگي سطوح موجود در مجسمه‌هاي رومي‌وار رومانسك و آثار سياه‌پوستان نمود. نظر شخصي من اين است كه او ناگهان دريافت كه اين دو مورد مي‌توانند با هم تلفيق شده و توسط سطوح مكرر پويا و حجم سه‌بعدي، تركيبي از حركت دوبُعدي را ايجاد نمايند. اين احتمال وجود دارد كه براک در دست‌يافتن به اين تركيب، كمي جلوتر از پيكاسو باشد. چرا كه منظره‌اي كه او در «لستاک» 7 ، در تابستان 1908 نقاشي كرد، به نظر مي‌رسد زودتر از مناظر كوبيستي پيكاسو «Horta de San Juan» به انجام رسيده باشد؛ اولين اشاره‌هاي كوبيستي پیکاسو، پيش از اين در اثر دوشيزگان آوينيون دیده شده است. 8























اولين پيكره‌هاي پيشاكوبيستي پيكاسو، سه كنده‌كاري چوبي مي‌باشد كه در سال 1907 ساخته شدند؛ اما اولين قطعه كاملاً كوبيستي، تنديس برنزي «سر يك زن» است كه در فاصله سال‌هاي 1909-1910 ساخته شد .(تصوير 54) اين تنديس، دركي بي‌واسطه و مستقيم از روش‌هايي است كه پيش از سال 1910، در نقاشي از يك شیء سه‌بُعدي ابداع شده بود. (براي مثال، به اثر «برهنه نشسته» مربوط به همان سال در نگار‌خانه «تيت» 9 نگاه كنيد.) اين سر، یک اثر هنري زيبا و بهت‌انگيز است كه با موفقیت به اهداف كوبيسم (كه همانا ايجاد كردن يك داربست از سطوح مسطح و صاف مي‌باشد تا بدين وسيله به عبارت هنري «كان ويلر» 10 جامه عمل بپوشاند كه: «نور عامل تحقق بخشيدن به دريافت آني ساختار جسم جامد و تو‌پر مي‌شود، نه آنكه آن را تخريب كند.»؛ و این دغدغه همیشگی سزان بود.) دست یافته است.
سوال اينجاست كه چرا این اثر همچنان به صورت يك شاهكار منحصربه‌فرد پيكره‌سازي در دوره كوبيست پيكاسو، باقي مي‌ماند؟ او سه سال بعد پيكره‌سازي را از سر گرفت و اين در حالي است كه او در فاصله سه سال، از مسير اكتشافي خود دور شده بود. كشفي كه پس از آن، سر‌تا‌سر زندگاني خود را وقف آن كرد و هيچ گاه رهايش نكرد؛ و اين كشف، چيزي نبود جز «پيكره‌سازي تلفيقي» 11 یا همان «كانستراكشن‌هاي مجسمه‌اي» 12 كه از مواد گوناگون متنوع و همچنين مصالح حاضر و آماده و بسيار معمولي ساخته شده‌اند. ساخت كانستراكشن‌ها همواره مسئله مورد علاقه پيكاسو بود كه منجر به رشد و شكوفایي او در اين دوره (1910- 1913) مي‌شود. اين ساختارها براي پيكاسو يك جور عقب‌نشيني و گريز از انتزاع بودند؛ زیرا يك نگرش مفهومي يا ذهني به نقاشي، به طور اجتناب‌ناپذيري راهنماي او بود. رها كردن كوبيسم توسط پيكاسو و براک، معمولا به بروز جنگ جهاني اول در آگوست سال 1914 نسبت داده مي‌شود؛ اما نزديك‌ترين اشاره به انتزاع در كار پيكاسو، به سال‌هاي 1912-1913 بر‌ مي‌گردد. از اين سال‌ها به بعد، او بيشتر علاقمند به ايجاد بافت در سطح نقاشي مي‌شود؛ و بدين‌ترتيب، آمال كوبيست كه دست‌يابي به شكل ناب بود، به تدريج توسط مجموعه‌اي از اشياء متنوع، نظير كاغذ‌هاي باطله، «لينولئوم» 13 ، تكه‌هاي چوب، نخ و سيم، تحقق یافت. تمامي اين وسایل، ظرفیت ايجاد اثر يا نمودي را داشتند كه «آلفرد بار» 14 آن را «روکوکو» 15 ناميده است. گذشته از اين، پيشرفت اولين مجسمه ساخته شده به روش «پيكره‌سازي تلفيقي» به نام «بطري شراب»(تصوير 55) 16 و از جنس برنز، متعلق به سال 1914 مي‌باشد که از يك مدل مومي قالب گرفته شده و همراه با قاشقي، تعادل آن را حفظ كرده است. اگر مدل‌ها و نمونه‌هاي طراحي‌شده برای گروه «باله پاريد» 17 را ناديده انگاريم، اين اثر تنها مجسمه سه‌بُعدي است كه توسط پيكاسو، بين سال‌هاي 1910- 1925، ساخته شده است. زماني كه پيكاسو پيكره‌سازي را از نو آغاز كرد، اين اثر با ساختاري از آهن و سيم كه به گونه‌اي نو و بي‌سابقه از هنر تعلق داشت، دوباره اجرا شد.
به هر حال، پيكاسو به مسير جديدی كه توسط هم‌وطنش خوليوگنزالس (1876-1942) ارائه گرديد، علاقمند مي‌شود. گنزالس در همان سالي كه پيكاسو در آنجا بود (1900) به پاريس رفت. خيلي زود با او ارتباط دوستانه برقرار كرد؛ رابطه‌اي كه تا انتهاي زندگي‌اش تداوم يافت. براي پانزده سال تمام، پيكاسو همچون يك نقاش نا‌موفق تك و تنها زندگي می‌كرد؛ اما در سال 1927، او به تجربه كار با آهن پرداخت. اين تجربه، نه تنها مقدمه‌اي بود براي ساخت مجسمه‌هاي فلزي، بلكه براي او يك دوستي نزديك با هنرمند اسپانيايي ديگر يعني «پابلو گارگالو» 18 ايجاد كرد.(تصوير 56) اين هنرمند، پيكاسو را به كارگاهي در «بارسلون» 19 برد. در سال 1901 و براي بار ديگر در سال 1906، هنگامي كه در پي پيكاسو به پاريس رفته بود، او را سهيم و شريك خود نمود.

 [1] 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11

  • Constructivism
  • cube
  • For the origins and First use of the word, cf. John Golding, Cubism: a History and Analysis 1907- 14, London (Faber & Faber(, 2 nd edition, 1968, Passim. Cf. also D.-H. Kahnweiler, Entretiens, Paris,1961, P. 5¹ ‘:Mais celui qui a inventé le mot "cubisme" sans aucun doute … c’est Louis Vauxcelles…
  • Apollinaire
  • Cf. fernande Olivirer, Picasso and bis Friends. Trans Jane Mille London (Heinemann), 1964
  • jean Revol, ‘Braque et Villon: message vivant de Cubisme’‚ La nouvlle revue Francaise‚ August- Sep- tember 1961.
  • Lestaque
  • Cf. D.- H. Kahnveiler, op. cit., p. 78: ‘Quand je dis les cubistes, évidemment il faut comprendre toujours que c’est Picasso dans “Lesdemoiselles d’ Avignon” qui a commencé… Lamoitié droite des “Demoiselles d’ Avingnon” est une prmiére tentative absolument héroïque de resoudre tous ces problémes à la fois car, en somme, on ne voulait pas seulement donner la forme exacte des objets mais aussi leur couleur exacte.’ Cf. also Marie Alain coutourier, Se Garder libre (Journal, 1947- 54), Paris, 1962, P. 158 : ‘Mars 53. … L’autre soir, chez Braque, je lui demande ce que Picasso et lui avaient dans le tête quand ils ont commencé à fairedu cubisme. ‘“D’abord,” me dit-il, “nous n’avons jamais fait de cubisme. Ce sont les autres, après nous, qui en ont fait.” ‘Je lui dis qu’il devrait parler, dire comment les choses se sont passées. Mais il me dit que c’est inutile. “Il n’y a rien à faire, on est en train de faire l’hi stoire du cubisme. Elle est absolument faussc. Mais il n’y a rien à fairc ; l’histoire se fait comme cela. Las gens qui l’ont faite; ct les sconds ne peuvent rien contre les premiers. ”’
  • Tate
  • Henry Kanhnweiler
  • assemblage
  • Construction of sculpture
  • linoleum
  • Alfred Barr
  • Rococo
  • Glass of Absintbe
  • Parade
  • Pablo Gargallo
  • Barcelona

فراخوان جشنواره های داخلی
فراخوان جشنواره های خارجی
100 سال مجسمه سازی نوین جهان
جشنواره های بین المللی
مقالاتی پیرامون هنر و زیبایی شناسی
معرفی کتاب
مقاله شناسی
پایان نامه های مجسمه سازی

اخبار انگلیسی
مقالات انگلیسی


درباره ما
تماس با ما
info@iransculpture.ir
IranSculpture@yahoo.com