IranSculpture.ir
تحقیقی - خبری - پژوهشی جامع ترین سایت تخصصی هنر مجسمه سازی ایران
بازگشت صد سال مجسمه سازی نوین جهان / فصل دوم: التقاط‌گرايي
[1] 2 3 4 ........................................................ فصل ششم فصل پنجم فصل چهارم فصل سوم [فصل دوم] فصل اول
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
«التقاط‌ گرايي»1

التقاط‌گرايي، نگرشي در هنر است، كه امكان گزينشي آزاد و مستقل را براي هنرمند فراهم آورده و تلفيقي است از سبك‌هاي هنري، به انضمام شيوه شخصي هنرمند. «اقتباس از هنرهاي بيگانه»2 به اين مطلب اشاره دارد كه اين سبك‌ها، از فرهنگي ديگر به جز فرهنگي كه متعلق به هنرمند است به عاريه گرفته شده‌اند. اين اصطلاح نيازي به تلخيص ندارد؛ حتي در مورد آن هنرمندي كه از يك «منبع ابتدائي يا بدوي»3 موجود در تمدن خود («يونان آغازين»4 ، «رومانسك»5 و «اتروسك»6 در هنر اروپايي) عناصري را به قرض گرفته و اقتباس كند. اين دوره‌ها (رومانسك و ...)، اغلب آنقدر دور‌افتاده و پرت هستند كه خارق‌العاده و عجيب و غريب به نظر مي‌رسند و يك هنرمند (براي مثال پيكاسو) هيچ تفاوتي بين «صنايع بدوي»7 و «بيگانه»8 قائل نيست. ممكن است در اين بين يك امتياز اخلاقي وجود داشته باشد و آن اين است كه اقتباس كردن از منابع گذشته سرقت ادبي محسوب نمی‌شود؛ حتی اگر اين وام‌گيري از منبعي متعلق به زمان حاضر باشد. اگر سبك اقتباسي به طور كامل و دقيق از سبک دیگری تقلید شود، درون‌مايه آن به لحاظ زيبايي‌شناختي از اهميت كمي برخوردار خواهد بود. در صدساله اخير، هفت سبك بيگانه در روند اصلي هنر نوين، مورد تصديق قرار گرفته است. اين سبك‌ها و شيوه‌هاي هنري بدين قرار مي‌باشند:

1- «هنر شرق دور»9
2- «هنر قبايل آفريقايي»10
3- هنر بدوي كه شامل «هنر قومي»11 ، «هنر نقاشي كودكان»12 و «هنر افراد بي‌تجربه و مكتب‌نديده»13 مي‌شود.
4- «هنر پيش از تاريخ»14 ، به خصوص كنده‌كاري‌ها و پيكره‌هاي ساخته‌شده از چوب، فلز، سنگ، عاج و ... مربوط به «دوره نوسنگي»15
5- «هنر پيشاكلومبي آمريكا»16
6- هنر يونان نخستين (اواخر سده يازدهم تا سده هشتم ق.م) و هنر اتروريائي (قرن هشتم تا دوم ق.م) 17 .
7- «هنر صدر مسيحت»18 (به ویژه هنر رومانسك).

ممکن است كه عوامل مؤثر كم‌اهميت‌تري نيز همچون «هنر سلتي»19 و يا «هنر پلينزي»20 وجود داشته باشند؛ اما اينها جزء زيرشاخه‌هاي كوچك‌تر از شاخه‌هاي بزرگتر قرار گرفته‌اند.
شايد جالب باشد كه قبل از ترسيم اين عوامل اثرگذار بر پيكره‌سازي مدرن، در جستجوي يافتن دليلي براي چنين التقاط‌گرائي باشيم. البته در مجموع التقاط‌گرائي يك پديده خارق‌العاده و جديد نيست: هنر در تمامي اعصار، موضوعي براي تأثيرگذاري بوده و هست؛ «باستان‌شناسي»21 دانشی است که سعي بر آن دارد تا عناصر و عوامل پيچيده و بغرنجي چون «عدم وابستگي، استقلال، يكپارچگي و وام‌گيري»22 موجود در تاريخ فرهنگ‌ها را ترسيم نمايد؛ اين پروسه را «انتشار فرهنگي»23 می‌نامند. چنين اختلاط يا انتشاري در شاخه‌های هنر، به عنوان مثال انتشار هنر يونان در هند و نيز هنر بودائي هند در چين، در يك پروسه تاريخي، زمان زيادي را به خود اختصاص مي‌دهد و اغلب، قرن‌ها به طول مي‌انجامد.

التقاط‌گرائي بيشتر يك روند محدود و كنترل‌شده است؛ هرچند ممكن است منشأ اقتصادي و سياسي داشته باشد، ولي همچون گزينشي منحصر به فرد است كه بر اساس جبر و نياز تاريخي متجلي مي‌شود. براي مثال «تزئينات چيني‌وار»24 قرن‌هاي هفدهم و هجدهم ميلادي، نتيجه رشد و توسعه تجارت و داد و ستد با شرق دور بود كه در آن زمان رونق بسيار گرفته بود؛ چيني‌آلات و ابريشم‌هاي سوزن‌دوزي‌شده همراه با چاي و ادويه‌جات وارد مي‌شدند و تزئينات روي اين اشياء، به عنوان منبعي از نقش‌مايه‌ها، براي هنرمنداني خاص در اروپا قابل دسترسي بودند. اما هيچگونه شباهت ناخودآگاهی از يك سبك شرقي قدرتمند، كه بتواند دست‌آوردهاي كلي هنر اروپايي را تغيير دهد، در ميان نبود. در اين راستا، واردات آثار چاپي ژاپني‌ها در نيمه دوم قرن نوزدهم، كه تأثيری قاطع و مسلم بر آثار گوگن، ون گوك و «ويستلر»25 داشت، مسير اصلي توسعه هنري در اروپا را تغیير نداد. سبك تعداد اندكي از هنرمندان، تنها براي مدت زماني كوتاه يا فقط در تعداد بسيار كمي از آثار، تغیير كرد. هنرمندي چون گوگن، مدارك و دلائل قاطعي از اصول خاص هنر ژاپني به دست آورده بود؛ ولي او بر اساس نياز دروني خود اين دست‌آوردها را تكامل بخشيد؛ درست در اين هنگام، او تصاويري از چهره‌هاي ادبي موجود در منابعي چون «هنر قومي»26 ، «باسمه‌هاي چوبي رنگ‌شده بدوي»27 ، «شيشه‌هاي منقوش قرون وسطائي»28 و ديگر منابع به دست آورده بود. منابع اين چنيني، با حس‌های درونی هنرمند گره می‌خورند؛ اما وجود اين احساسات، نتيجه نهایي يك پروسه پيچيده است كه تا اندازه‌اي، از ساختار رواني هنرمند مشتق مي‌شود و تا حدي هم متأثر از حالتي است كه ما آن را به رنگ‌هاي موجود و حاضر و آماده روي تخته رنگ تشبيه مي‌كنيم؛ تخته رنگي كه ماهيت وجوديش، هوشياري و ضمير خودآگاه هنرمندي است كه تحت تأثير فشارهاي اجتماعي رايج و غالب در محيط زندگي‌اش قرار گرفته است.
هرگاه تعداد كافي از هنرمندان، تسليم عوامل مؤثر ذكر‌‌شده شوند و همان تأثيرات را ارائه نمايند، آنچه كه رواج مجدد و «احيا»29 تعبير مي‌شود، ممكن است در تاريخ هنر جايي براي خود اشغال نمايد؛ چنانچه در «دوره رنسانس»30 كه به معناي «تولد دوباره» هنر كلاسيك است، اين اتفاق افتاد. احياء مجدد گوتيك در اوايل قرن نوزدهم، در برگشت مجدد خود، طغيان و اظهار تنفري بود علیه سنت کلاسیک که اگر هر كدام از اين جنبش‌هاي احياء شده مي‌خواست با ديگري به رقابت بپردازد، مستلزم آن بود که مبين يك عامل مطلق و اختياري برگزيده باشد.

 [1] 2 3 4

  • Eclecticism
  • Exoticism
  • Primitive
  • Greek Early
  • رومانسك (Romanesque) (رومي‌وار): اصطلاحي در تاريخ هنر، براي معماري و ساير هنرهاي اروپاي باختري در سده‌هاي يازدهم و دوازدهم كه عناصري از هنر رومي را به عاريه مي‌گرفت.
  • اتروسك (Etruscan) : فرهنگ اتروريايي، نخستين بار در اواخر سده هشتم ق.م در شمال ايتاليا ظاهر شد و تا سده دوم ق.م نيز دوام آورد و سپس در فرهنگ رومي حل شد. عناصر سه‌گانه تشكيل‌دهنده اين هنر عبارتند از: عنصر ايتاليايي بومي، عنصر شرقي و عنصر يوناني. مردم اتروريا در زمينه نقاشي، مجسمه‌سازي، فلزكاري و معماري فعال بودند و نمونه‌هاي برجاي مانده از هنر پيكره‌نما، عمدتاً، به مقابر و مكان‌هاي مقدس آنان تعلق داشته است.
  • Primitive Source
  • Exotic
  • Far Eastern art
  • African Tribal art
  • هنر قومي (Folk art): اين نوع از هنر، به توصيف اشياء و تزئيناتي مي‌پردازد كه توسط استادكاران محلي به شيوه‌هاي سنتي و بدون آموزش‌هاي مدرن براي مراسم مختلف از قبيل عروسي و عزا ساخته مي‌شوند. كنده‌كاري‌هاي چوبي، گل‌دوزي، حصيربافي و سفال‌كاري نمونه‌هايی از اين هنر مي‌باشند. اين هنر از مدهاي متغيّر كمتر تأثير مي‌پذيرد و روش ساخت محصولات آن، به صورت سنتي از نسلي به نسل ديگر منتقل مي‌شود.
  • child art
  • Naive art
  • Prehistoric art
  • عصر نوسنگي (Neolithic): آغاز دوره كشاورزي و ده‌نشيني بشر پيش از تاريخ، از هزاره هفتم ق.م در خاور نزديك و با تفاوتی چند در هزاره‌هاي بعدي در نقاط ديگر جهان، مثلاً در اسپانيا و شمال اروپا از 300 تا 1500 ق.م.
  • (Pre - Columbian art of America): اصطلاحي است كلي درباره هنر بوميان آمريكاي مركزي و آمريكاي جنوبي قبل از تسلط اروپائيان. اقوام ساكن در اين مناطق، در معماري، پيكره‌سازي، فلزكاري، بافندگي و ... آثاری را بر جاي گذارده‌اند. اين آثار عموماً با باورها و آئين‌هاي مذهبي‌شان ارتباط داشته است. ساده‌سازي، تكرار منظم، قرينه‌سازي، تغيير تناسبات و اغراق صوري، استفاده از خط‌هاي منحني، كثرت نقوش، رنگ‌هاي تند و صور غريب و ترسناك حيواني، از مشخصات اساسي اين هنر است. مقارن با فتوحات اسپانيايي‌ها (1520-1542) سه تمدن عمده اين مناطق عبارت بودند از: آزتك‌ها (در مكزيك)، ماياها (در مكزيك جنوبي و گواتمالا) و اينكاها (در پرو و بوليوي)
  • Early Geek and Etruscan art
  • هنر صدر مسيحت (Early Christian art): اين اصطلاح معمولاً به هنر صدر مسيحت به خصوص در ايتاليا و مديترانه باختري اطلاق مي‌شود (حدود 300-750- م)؛ با اين حال، گاه نخستين نمونه‌هاي هنر بيزانسي را نيز در بر مي‌گيرد.
  • Celtic art
  • art Polynesian
  • Archaeology
  • In Dependence Convergence and Borrowing
  • Cultural Diffusion
  • Chinoiserie
  • Whistler
  • Folk art
  • Primitive Colored Wood Cuts
  • شيشه‌هاي منقوش قرون وسطائي (Medieval Stained Glass): اين شيشه‌ها، در پنجره‌هاي سرتاسري كليساهاي رومي و گوتيك به كار مي‌رفتند و منقش به تزئينات، مخصوصاً چهره و پيكره قدسيان يا صفحه‌هاي ديني و انجيلي بودند. اين شيشه‌هاي رنگي، درون شبكه‌هاي سربي پنجره‌ها نصب مي‌شدند.
  • Revival
  • Renaissance

فراخوان جشنواره های داخلی
فراخوان جشنواره های خارجی
100 سال مجسمه سازی نوین جهان
جشنواره های بین المللی
مقالاتی پیرامون هنر و زیبایی شناسی
معرفی کتاب
مقاله شناسی
پایان نامه های مجسمه سازی

اخبار انگلیسی
مقالات انگلیسی


درباره ما
تماس با ما
info@iransculpture.ir
IranSculpture@yahoo.com