IranSculpture.ir
تحقیقی - خبری - پژوهشی جامع ترین سایت تخصصی هنر مجسمه سازی ایران
بازگشت دوسالانه مجسمه های شهری / دوسالانه اول
[1] 2 ...................................................................................................... [مجسمه‌های شهری / مشاهیر ساکت]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مجسمه‌های شهری / مشاهیر ساکت


عنوان :
نویسنده:
منبع:
--------------------------------------------------------------------------------------------------------

دو میله فلزى پنج مترى که در قسمت بالا به هم رسیده‌اند و یک میله سرخ رنگ از میان آن عبور کرده است، دى ماه گذشته به عنوان یک مجسمه شهرى در ضلع شمالى میدان باهنر (نیاوران) کمى دورتر از سروهاى محوطه کاخ نیاوران نصب شد.
مجسمه اى که عابران پیاده و سواره اى را که به اطرافشان کمى دقیق تر نگاه مى کنند به فکر فرو برد. دختر جوانى که هر روز از میدان باهنر مى گذرد، از همان روز اول به مجسمه نگاه کرده است: «آخر نفهمیدم شکل چیست. وقتى مجسمه را آوردند برف آمده بود. یکى دو روزى روى برف‌ها بود و بعد نصبش کردند. من هم هر روز نگاهش مى کنم.» پیرمردى هم که مثل هر روز مى رود تا به جمع دوستان همسن و سالش بپیوندد، مى گوید: «باید تندیس یادبود باشد. اما دقیقاً نمى دانم چیست.» دوستانش شنیده‌اند که مجسمه نماد پایدارى فلسطین است:
«مى گویند مشعل فلسطین است که براى همراهى با مردم فلسطین اینجا گذاشته اند.» دیگرانى هم که تقریباً هر روز از خیابان رد مى شوند تا به حال دقیق به آن نگاه نکرد ه اند. فروشنده اى که ساعت هاى کارى اش را در چند مترى مجسمه در اتاق مخصوصش مى نشیند و اخبار جهان و سیگار مى فروشد، مى گوید: «چند ماه پیش یک چیزى نصب کردند، ولى راستش تا به حال دقت نکرده ام. فکر مى کنم در محل خوبى نیست. دید کافى ندارد. نه عابران پیاده اى که مى خواهند از خیابان رد شوند مى توانند با دقت به آن نگاه کنند و نه رانندگانى که باید مسیرشان را انتخاب کنند.» آقاى راننده اى هم حرف او را ادامه مى دهد: «تقریباً هر روز از اینجا رد مى شوم. حتى چند روز پیش گوشه میدان ایستادم و چند دقیقه اى با یکى از دوستانم صحبت کردم، اما متوجه وجود مجسمه نشدم. الان کنجکاو شدم که بروم و ببینم چیست.» مسئولان سازمان زیباسازى خود را موظف به نصب توضیح در کنار همه مجسمه هاى نصب شده در شهر مى دانند. فریبا علامه مسئول واحد حجم سازمان زیباسازى شهردارى نصب شناسنامه اثر را به اولین فرصتى که توضیحات آماده شود و جاى نصب هم مشخص شود موکول مى کند: «شناسنامه شامل توضیحات اثر، نام سازنده و تاریخ نصب است که به دو زبان فارسى و انگلیسى نوشته مى شود و به محض مشخص شدن محل توضیح، نصب خواهد شد.»
بنابراین براى فهمیدن اثر سراغ طراح و سازنده آن مى روم. «سعید شهلاپور» استاد ‌مجسمه‌سازى دانشگاه هنر و عضو هیات انتخاب سازمان زیباسازى شهردارى که علاوه بر توضیح در مورد اثر جدیدش در نیاوران به سئوالاتم در مورد وظایفش در سازمان و به طور کلى در مورد تفاوت بودن و نبودن اجسامى به نام مجسمه در گذرگاه هاى شهرى که بسیارى از عابران آن حتى به محیط اطراف خود نگاه هم نمى کنند، پاسخ مى دهد. «دلیل ساخته شدن این مجسمه مسابقه اى بود که چند سال پیش با موضوع یادمان شهدا براى میدان هاى مختلف شهر تهران برگزار شد.»
اثر شهلاپور البته شبیه فرد خاصى نیست و به یک شهید مشخص اشاره نمى کند. او «سرو» را از فرهنگ ایران به عاریت گرفته که نماد شهادت است: «این مجمسه از نظر فرمى یک سرو شکسته است که ضربه خورده اما نیفتاده است. سعى کردم یک مابه ازاى بصرى براى مفهوم شهادت ارائه کنم.» با نگاهى که به گفته خودش «کلى و تاریخى» است و با جست وجو در ادبیات کهن این سرزمین، به «سرو» رسیده که ایستا و پابرجا و کشیده و تنها است.
• مجسمه هایى که مى مانند
«سعید شهلاپور» عمر مفید سرو آهنین اش را که یک سال وقت صرف ساختن آن کرده و شصت و پنج میلیون تومان هزینه بر دوش سازمان زیباسازى شهردارى گذاشته، دست کم «سى سال» عنوان مى کند. اما براى عمر مجسمه‌ها هم مثل همه موجودات عالم شرایطى در نظر مى گیرد که اگر این شرایط مهیا باشد مى توان به عمر دراز آثار امیدوار بود و اگر نه، در مدتى کوتاه شاید شاهد مرگ آنها باشیم. همه این شرایط را در واژه «نگهدارى» خلاصه مى کند و توضیح مى دهد: «هیچ چیز در این جهان نیست که به دست انسان ساخته شده باشد و نیازى به نگهدارى نداشته باشد.» و براى ماندگارى آثار سه دلیل عمده ذکر مى کند. اول از نظر جنس و متریال: «مناسب ترین جنس براى شهرى با شرایط آب و هوایى مثل تهران برنز است. البته با امکانات تکنولوژیکى جدیدى که فراهم شده حتى از موادى مثل آهن که خورندگى بالایى دارند هم مى شود استفاده کرد.» مواد دیگر مثل سنگ هم محدودیت هاى خاص خودشان را دارند. اما مسئله مهم چگونگى محافظت و نگهدارى از این مواد است. در لندن: «نرده هاى چدنى مى بینید که سیصد سال قدمت دارند و چنان محافظت شده‌اند که در کنار عناصر قدیمى دیگر، خود به آثارى دیدنى شهر تبدیل شده است.» در فلورانس: «مجسمه سنگى داوود اثر میکل آنژ را هرساله ترمیم مى کنند و زمانى که احساس کردند بیش از این نباید در معرض خطرات محیطى مثل باد و باران باشد، اصل مجسمه را به موزه منتقل کردند تا امکان محافظت بهتر داشته باشد. به جاى مجسمه اصلى هم کپى دیگرى گذاشته‌اند تا جاى آن خالى نماند.»
نکته دوم ماندگارى آثار از نظر معنوى است به این معنى که مجسمه باید پاسخگوى نیاز زمانه باشد: «باید ساخته شدن آثارى پیشنهاد شود که در دوره هاى مختلف مقبول باشد. مثلاً مجسمه فردوسى تهران را در نظر بگیرید که حتى روزهاى بعد از انقلاب هم هیچ کس به خودش اجازه نداد آن را بیندازد. یا مجسمه یعقوب لیث در زابل و حتى نادرشاه در مشهد که شاید به عنوان یک شهر مذهبى بیش از هر جاى دیگرى با مجسمه و ‌مجسمه‌سازى مشکل داشتند.»
به عقیده او نماد و مفهوم در حفظ معنوى آثار تاثیر زیادى دارد. براى تائید نظرش به مجسمه میدان حر تهران استناد مى کند: «مجسمه گشتاسب و اژدها که نشان دهنده پیروزى خیر بر شر است و به بهانه الحاق مجدد آذربایجان به ایران ساخته شده است. خیر و شر مفاهیم جاودانه اى هستند حتى اگر در زمان هاى مختلف تفسیر متفاوتى داشته باشند. به همین دلیل حتى تغییر نام میدان به «میدان حر» هم به مفهوم آن صدمه اى نزد.»
آخرین نکته اى که «شهلاپور» به آن اشاره مى کند ارزش هاى هنرى یک اثر است. دوباره فردوسى را به میان مى کشد: «این سومین مجسمه اى است که از فردوسى در این میدان نصب شده.» در همه دنیا همین اتفاق مى افتد: «مى گذراند و برمى دارند تا به نقطه ایده آل مى رسند.» مثلاً: «مجسمه بالزاک اثر رودن در شهر پاریس ثابت شده است.» مجسمه فردوسى ابوالحسن صدیقى هم: «همان چیزى بود که در شأن نام او بود و به عنوان یک اثر هنرى همانجا ماند.»
• فقر مجسمه
بعضى‌ها مى گویند تهران را از نظر غناى حجم و مجسمه در فضاى شهر نمى توان با شهرهاى کهن دنیا مانند رم و پاریس مقایسه کرد. شهلاپور گفت: «تهران از نظر مجسمه هاى شهرى فقیر است.»
دلایلى هم براى این ادعا دارد. پیش از هر چیز به درک جامعه از مجسمه مى پردازد: «در زمان کرباسچى (شهردار اسبق تهران) توجه دوباره به حضور مجسمه در فضاى شهرى آغاز شد و با وجود همه محدودیت هایى که وجود داشت به نوعى تابو شکسته شد و روند آغاز شده به مرور سرعت گرفت.» بنابراین هنوز به زمان بیشترى نیاز است تا افرادى به عنوان ‌مجسمه‌ساز تربیت شوند و مجسمه هاى خوب شهرى ساخته شود. سابقه تاریخى مجسمه در کشور ما نکته دیگرى را هم نشان مى دهد. «شهلاپور» با نگاهى مقایسه اى مى گوید: «در کشورهایى که غناى آثار تجسمى وجود دارد، مجسمه هایى به جاى مانده از سال هاى مختلف را مى بینیم.» مجسمه اى از هزار سال پیش در کنار مجسمه اى با شش ماه سن: «یعنى هر نسلى که آمده اثر خودش را گذاشته است.» در ایران اتفاق دیگرى افتاده: «هر نسلى که آمده اول از همه آثار مانده از نسل قبل را از بین برده و بعد به فکر خلق اثرى از خودش افتاده است.» البته کمبود افرادى که قدرت خلق چنین آثارى داشته باشند نکته بسیار مهمى است که شهلاپور به آن توجه کامل دارد و با مثالى آن را توضیح مى دهد: «صرف اینکه دوست داشته باشیم ماهواره اى بسازیم و در مدار قرار دهیم موجب ساخت ماهواره نخواهد شد. به افراد متخصص هم نیاز است.» اما تعداد افرادى که توانایى ساخت مجسمه را داشته باشند چند نفر است؟ در یک نگاه کلى به سطح کشور: «اگر ده شهر بزرگ ما هر سال بخواهند فقط بیست مجسمه سفارش بدهند از پس تقاضا برنمى آییم.» خودش با همکارى چهار جوان ‌مجسمه‌ساز یک سال وقت گذاشته تا سرو شکسته نیاوران را تمام کند: «اگر کسى شبانه روز وقت بگذارد و از کمک جوان تر‌ها هم استفاده کند، ممکن نیست بتواند دو کار بزرگ را در یک سال انجام دهد.» با این حال براى بالا رفتن کیفیت کارها تمرین را لازم مى داند: «اگر در سال دویست کار انجام شود ممکن است ده تا خوب باشد، ده تا بد نباشد و بقیه را بعد از دو سه سال عوض کنیم. اما این کارها باید انجام شود تا بعد از پنجاه سال چند کار ممتاز و درجه اول داشته باشیم.»
• آنچه دیگران باید انجام دهند
زیباتر کردن شهر به وسیله گل و درخت و آبنما و مجسمه تنها به سازندگان و پیشنهاددهندگان این آثار محدود نمى شود. مسئولان دیگرى هم هستند که در تغییر فضاى شهر تاثیر مى گذارند. مثلاً محل هایى که براى اجراى طرح هاى زیباسازى یا نصب مجسمه انتخاب مى شوند در بهتر نشان داده شدن طرح‌ها موثرند. به علاوه در نظر گرفتن تغییر و تحولاتى که قرار است در سال هاى بعد انجام شود در انتخاب آثار و مکان‌ها بسیار مهم هستند. این نکته هم درست نخواهد شد مگر با داشتن برنامه هاى طولانى مدت.
«شهلاپور» برنامه ریزى هاى سازمان زیباسازى را با سایر بخش هاى شهردارى و امور کشور هم جهت مى داند: «یکى از مشکلات ما دید مقطعى است که به تغییر دائم مدیران بازمى گردد.» به علاوه براى انسجام در کارها به وحدت و هم نظرى و همکارى بین قسمت هاى مختلف شهردارى نیاز است: «فرض کنیم به پیشنهاد سازمان زیباسازى مجسمه اى براى یک مکان معین، ساخته و بعد نصب مى شود. مدتى بعد بخش دیگرى در شهردارى یک بیلبورد بزرگ جلوى مجسمه مى گذارد که دید را مسدود مى کند یا بخش دیگرى از سازمان دوربین راهنمایى و رانندگى نصب مى کند.» این اتفاق پیش بینى شهلاپور براى آینده و آیندگان نیست. اتفاقى است که در بخش هاى مختلف شهر افتاده و هر کدام از عابران تهران بزرگ، هر روز نمونه هاى زیادى را مشاهده مى کنند. براى مثال: «مجسمه اى که به یاد جنبش فلسطین در میدان فلسطین گذاشته شده، از یک سو با یک دکل عظیم روشنایى و از طرف دیگر با یک دوربین مسدود شده است.» و یا در میدان فردوسى: «تابلوهاى تبلیغاتى، تابلوهاى ترافیکى و چراغ هاى راهنمایى چنان آلودگى بصرى ایجاد کرده‌اند که احساس مى کنید مجسمه فردوسى تنها و بى پناه آن وسط افتاده است.» او اطمینان دارد که «سرو» میدان باهنر هم اگرچه حالا از این آلودگى‌ها به دور است اما تا سه چهار سال دیگر لابه لاى اجسام مختلف گم خواهد شد.

 [1] 2


فراخوان جشنواره های داخلی
فراخوان جشنواره های خارجی
100 سال مجسمه سازی نوین جهان
جشنواره های بین المللی
مقالاتی پیرامون هنر و زیبایی شناسی
معرفی کتاب
مقاله شناسی
پایان نامه های مجسمه سازی

اخبار انگلیسی
مقالات انگلیسی


درباره ما
تماس با ما
info@iransculpture.ir
IranSculpture@yahoo.com