IranSculpture.ir
تحقیقی - خبری - پژوهشی جامع ترین سایت تخصصی هنر مجسمه سازی ایران
بازگشت دوسالانه مجسمه سازی معاصر تهران / دوسالانه پنجم
[1] .................................................................................. [يادداشتى بر نمايشگاه دوسالانه پنجم مجسمه سازى تهران ]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
يادداشتى بر نمايشگاه دوسالانه پنجم مجسمه سازى تهران


عنوان :
نویسنده:
منبع:
--------------------------------------------------------------------------------------------------------

سوءتفاهمى به نام مجسمه سازى
آيينه هنر: دوسالانه پنجم مجسمه سازى معاصر تهران با عنوان: «صلح، زندگى، افق آينده» حضورى چهل و پنج روزه در موزه هنرهاى معاصر تهران دارد. هدف از برگزارى اين دوسالانه بر مبناى آنچه در بروشور اطلاع رسانى آن آورده شده عيناً نقل مى گردد:
«دوسالانه مجسمه سازى معاصر تهران با هدف توسعه و ارتقاء هنر مجسمه سازى ايران برگزار مى شود و در آن ضمن به نمايش گذاشتن آثار هنرمندان، آخرين تلاشها، چالشها و دستاوردهاى هنرمندان مجسمه ساز معاصر كشور معرفى مى شود و مورد نقد و بررسى قرار مى گيرد. اين دوسالانه با هدف ايجاد زمينه و فضاى رقابتى سالم و بسترسازى براى كشف و بروز استعدادهاى جوان و توسعه هنر مجسمه سازى معاصر ايران و حضور در عرصه هاى بين المللى برگزار مى شود.» خواندن اين سطور و اهدافى كه در آن ذكر شده نشان از نگاه اميدوارانه هيأت برگزارى آن به افق آينده اين رشته از هنرهاى تجسمى دارد. حال بايد ديد كه آثار راه يافته به اين رويداد هنرى تا چه ميزان به اهدافى كه ذكر آن رفت، نزديك است. جهان در حال دگرديسى است. اين دگرديسى در تمام ابعاد زندگى بشر رخنه كرده است. شيوه زندگى بشر قرن بيست و يك و نگاه وى به جهان پيرامونش با پيشرفت تكنولوژى و ورود آن به زندگى انسان امروز، متفاوت و متغير از قبل گشته است. هر چند صورت ظاهرى اشيا، بنا به كاربردى تر شدن آنها در جريان روزمره زندگى، تغيير نموده ولى روح اوليه و هدف اصلى از آفرينش آنها همچنان محفوظ و معلوم است. صندلى، صندلى است، وسيله اى براى نشستن. اين وسيله مى تواند در ابعاد و طرح هاى مختلف؛ براى جلب نظر خواهان اش كه همان مشترى است؛ طراحى و ساخته شود و همچنان كاربرد اوليه خود را حفظ نمايد. بهانه ذكر اين مثال از آنجاست كه به ياد داشته باشيم صورت و فرم ظاهرى اشيا گرچه قابليت تغيير را دارد ولى اين تغيير به منزله فراموشى كاركردشان نيست.
هنگامى كه «ميكلآنژ» مجسمه داود (ع) را ساخت اين اثر در اوج مفاهيم زيبايى شناختى دوران خود قابل طرح و بحث بوده و هست. توجه به نياز مخاطب، رعايت اسلوب هنرى، به كارگيرى خلاقيت و مهارت بى نظير اين تنديسگر در اجراى آثارش، مواردى است كه نام او را به عنوان يك مجسمه ساز در تاريخ هنر ماندگار كرد. «برانكوزى» مجسمه ساز رومانيايى و خالق اثر مدرن «پرنده در فضا» هنرمندى است كه نشان داد مى توان نگاه تجريدى و انتزاعى را در هنر مجسمه سازى وارد كرد و اين شاخه از هنرهاى تجسمى را همگام با ديگر شاخه هاى آن به جلو پيش برد. هرچند، نگاه آبستره به هنر مجسمه سازى سال ها پيش از آن در توتم هاى به جاى مانده از خويشاوندان نخستين بشر وجود داشته ولى قدمى كه «برانكوزى» در شاخه هنر مدرن مجسمه سازى برداشت؛ نه تكرار آن نگاه بلكه گويشى متفاوت و به روز از آن بود. بسيارى از كارشناسان هنرى اذعان مى دارند كه مرز بين شاخه هاى هنر تجسمى و نيز بصرى در دنياى هنر امروز شكسته شده است. هنرمند از هر تمهيدى براى بيان درونياتش استفاده مى نمايد و اين آن چيزى است كه ما با نام هنر مفهومى يا كانسپچوال آرت مى شناسيم. در توضيح اين هنر مى توان گفت كه تمام شاخه هاى شناخته شده هنرهاى تجسمى، از جمله مجسمه سازى كه موضوع مورد بحث ماست؛ مى توانند در يك اثر مفهومى به كار گرفته شوند و لذا مجسمه اى كه در تركيب با ديگر عناصر هنرى براى خلق اثرى كانسپت به كار مى رود ديگر خاصيت «مجسمه بودن» خود را از دست داده و به عنوان يك جزء از يك كل واحد ديده خواهد شد. در لغتنامه «اصطلاحات هنرى تيمز و هادسن» در برابر واژه sculpture؛ مجسمه؛ اين تعريف آمده است: «اثرى هنرى كه در سه بعد فضا اجرا شده باشد.» در ادامه اين تعريف ذكر شده زمانى كه «ريچارد لانگ» هنرمند بريتانيايى، بر مبناى برنامه اى مشخص به پياده روى در منطقه اى از پيش تعيين شده پرداخت و اعلام كرد كه اين حركت، يك اثر هنرى است، منتقدان، اين عمل وى را در شاخه هنرهاى تجسمى قرار دادند. چيزى كه مشخص است قابليت ملموس بودن تنديس در فضاى سه بعدى است كه اجازه مى دهد آن را در هنر مجسمه سازى مورد بحث قرار دهيم. هيأت برگزاركننده پنجمين دوسالانه تهران، گويا قصدشان بر اين بوده است كه با همين نگرش آثار هنرمندان متقاضى حضور در دوسالانه پنجم را گزينش و انتخاب كنند. هر چند در برخى موارد با اجازه دادن به حضور فرم هايى كه كوشيده اند تا با توسل به ويدئو آرت پيام خالقشان را به بيننده القا نمايند به اين مقصود دست يافته اند. ولى انتخاب برخى آثار نشان مى دهد كه مرزى مابين هنر مفهومى و هنر مجسمه سازى در دستور كار ايشان وجود نداشته است. شاهد اين مدعى مى تواند اثرى باشد كه فيلمى از پرواز پرندگان را همراه با صداى قطره هاى آب در يكى از راهروهاى موزه به نمايش مى گذارد. شايد بتوان اين اثر را با راه رفتن مخاطبان در بين سايه هاى پرندگان كه در كف راهرو ديده مى شوند كامل كرد و آن را گونه اى از مجسمه سازى مدرن به حساب آورد. در ديگر موارد مجسمه ها در پشت پرده هاى سياه اتاق ها پنهان شده اند و گاه با دستور العمل هايى نظير چراغ را خاموش كنيد يا از هدفون به صدايى گوش دهيد، همراه اند. مخاطب در اين اتاق ها فيلمى از هنر محيطى را كه احتمال قريب به يقين در يكى از نمايشگاه هاى هنر مفهومى در همين مكان قبلاً نظاره گر بوده است را به تماشا مى نشيند و يا مى كوشد تا از پشت شاخ و برگ درختى كه در جلوى پرده نمايش نصب شده اند فيلمى را كه در نقش بافت پس زمينه عمل مى كند را ببيند. از اين روست كه مى توان گفت در دوسالانه پنجم مجسمه ها گاه ديگر مجسمه نيستند و بيشتر در حوزه هنر مفهومى قابل بررسى خواهند بود و يا آنكه به «كاردستى» بيشتر مى مانند تا يك اثر هنرى تأمل برانگيز. هر چند انتظار ديدن تنديس هاى «ميكلآنژ» يا تكرار نبوغ «برانكوزى» در اين دوسالانه نمى رود ولى حركت رو به رشد و يا جرقه اى كه حاكى از تحولى در آينده هنر مجسمه سازى ايران نيز باشد در بسيارى از آثار راه يافته ديده نمى شود. تنوع ماده از نقاط مثبت اين دوسالانه است ولى آشفتگى موضوع و فراموشى ابعاد زيبايى شناسانه يك اثر هنرى و تأثيرى كه مى تواند بر مخاطب بگذارد از سوى خالقان اثر، بر پريشانى اين رويداد كه عصاره فعاليت هاى مجسمه سازان كشور در طى دو سال گذشته است دامن زده است. بسيارى از آثار در گير و پيچ دنياى شخصى خالقشان مانده اند و چيزى براى بيان كردن به مخاطب را ندارند. گويا در نقش مخاطب عادت كرده ايم كه آثار هنرى را «بدون عنوان» ببينيم؛ يا شاهد عناوينى باشيم كه ذهن، حوصله درگير شدن در مفاهيم مغشوش آن را ندارد. ترس آن مى رود كه مقوله «هنر براى هنر» در هنر مجسمه سازى ايران راه باز كند و مخاطب، غايب هميشگى ذهن آفريننده اثر گردد. در حالى كه باغ موزه هنرهاى معاصر تهران سال هاست كه ميزبان آثار هنر تنديسگران و مجسمه سازان برجسته داخلى و خارجى است، با خروج از نمايشگاه پنجمين دوسالانه مجسمه سازى تهران در حالى كه بروشور نمايشگاه را در دست داريد و به تصوير مبهم روى آن كه شباهت به كهكشانى آسمانى دارد و هيچ ارتباطى با مجسمه سازى در آن نمى يابيد نگاه مى كنيد فكر كنيد كاش مى شد در اين باغ و كنار مجسمه ها قدم زد.

 [1]


فراخوان جشنواره های داخلی
فراخوان جشنواره های خارجی
100 سال مجسمه سازی نوین جهان
جشنواره های بین المللی
مقالاتی پیرامون هنر و زیبایی شناسی
معرفی کتاب
مقاله شناسی
پایان نامه های مجسمه سازی

اخبار انگلیسی
مقالات انگلیسی


درباره ما
تماس با ما
info@iransculpture.ir
IranSculpture@yahoo.com