IranSculpture.ir
تحقیقی - خبری - پژوهشی جامع ترین سایت تخصصی هنر مجسمه سازی ایران
بازگشت دوسالانه مجسمه سازی معاصر تهران / دوسالانه سوم
[1] ..................................................................................................................................... [...تا سه نشه ]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
...تا سه نشه
محمود بخشي موخر

عنوان :
نویسنده:
منبع:
--------------------------------------------------------------------------------------------------------

ترجيع بند هميشه مقطع مجسمه سازي ايران با مقطع هايي كوتاه و بلند همراه بوده و هرازگاهي به دلايلي معلوم و يا نامعلوم در زماني قطع و در جايي وصل شده. دوراني را پيش از اسلام تجربه كرده كه البته همان مقطع نه چندان كوتاه، جايگاه رفيعي در تاريخ هنر به خود اختصاص داده ليكن قطع اين حركت در دوران اسلامي تسلسل تاريخي اين هنر را از بين برده است. تنها رد نگاه مجسمه سازانه را در مقرنس هاي معماري و علم هاي عزاداري يا شيرهاي سنگي و نمونه هاي اين چنيني از هنر بومي و مردمي مي توان سراغ گرفت، نه بيشتر.
صديقي شاگرد كمال الملك با سفر به ايتاليا در اوج مدرنيسم اروپا شيوه ي كلاسيك مجسمه سازي با سنگ را مي آموزد و به شاگرداني چند منتقل مي كند و از سويي پرويز تناولي و گروهي از مجسمه سازان جوان، نگره ي امروز مجسمه سازي را پيش مي آورند كه به شكل جرياني در پنج دوره ي دوسالانه ي پيش از انقلاب و نمايشگاه هاي متعدد رخ مي نماياند. اين جريان پس از انقلاب با موج مخالف جريان هاي پيش از خود رو به رو شد.
مجسمه سازي نيز معلق شد و از كار مجسمه سازان به طور جدي تا نمايشگاهي گروهي كه در سال ١٣٦٩ در موزه ي هنرهاي معاصر تهران برگزار شد خبري نبود، آن هم حاصل كار تعدادي از دانشجويان پيش از انقلاب كه در اين دوره ي تحول حضوري داشتند و به مدد رياست وقت موزه ي هنرهاي معاصر، اولين نمايشگاه رسمي در سطح كشور به صورت سه سالانه برنامه ريزي شد سال ١٣٧٤، موزه ي هنرهاي معاصر تهران با تركيبي از مجسمه سازان و مسئولان موزه كه چنگي به دل نمي زد.
دوسالانه ي دوم اما پس از چهار سال!(كه نام دوسالانه به دوش مي كشيد) و با تركيبي جديد از چند مجسمه ساز فعال تر برگزار شد. در دي ماه ١٣٧٨ حضور خيل جوانان و مجسمه سازان مستقل اتفاق مهم اين دوسالانه بود و از موفق ترين نمايشگاه هاي پس از انقلاب كه اميدواري هايي بسيار را به مجسمه سازي بست. دوسالانه ي سوم مجسمه سازي تهران، چهارمين نمايشگاه رسمي مجسمه سازي در كارنامه ي هنرهاي تجسمي پس از انقلاب است.

پرويز تناولي/ مجسمه/ سومين دوسالانه/ تهران
بدون ترديد پرويز تناولي و بازگشت وي به كانون مجسمه سازي ايران (نه به عنوان ميهمان و مسافر كه به عنوان دبير و مسئول) حتا از خود دوسالانه و مجسمه ها نيز اهميتي بيشتر داشت. دورشدن بزرگاني چون تناولي از هر رشته ي هنري به نوعي باعث يتيم شدن آن رشته مي شود. اين نكته به معني تراشيدن قيم براي عملي انجام شده نيست، بل جست و جوي يك متولي است براي انرژي آزاد شده اي كه رو به آينده دارد. گاهي مي شنويم كه تناولي تنها مجسمه ساز ايران است و گاهي كاملا عكس اين مطلب. اما با نگاهي به دور از وابستگي يا تنفر، بي شك تناولي شاخص ترين مجسمه ساز ايران است. پرونده ي حجيم و پر بار وي به گونه اي است كه كمتر كسي را در حد و اندازه ي او مي توان سراغ گرفت. اين مجال اندك به هيچ وجه جايي براي نام بردن از فعاليت هاي بي وقفه و پر بار وي را ندارد، اما فراموش نمي توان كرد كه حاصل يك عمر كار او كه هنوز هم ادامه دارد، جايگاهي رفيع و دست نيافتني است كه وي داراست.
حضور تناولي در مدت كوتاه شش ماهه به عنوان دبير در تهران باعث ايجاد روابط بسيار بين مجسمه سازان، شهرداري ها، معماران و شهرسازان شد، چرا كه از ابتدا نگاه تناولي به دوسالانه در جهت باز كردن حلقه ي بسته ي مجسمه سازي بود كه در نهايت در گالري و يا موزه ها به اتمام مي رسيد. به عقيده ي او و به درستي، مجسمه سازي بدون مشاركت بنيادهاي سرمايه گذاري نمي تواند فعاليت كند (به دليل هزينه هاي بالاي ساخت و ...) و شهر و معماري نيز نيازمند مجسمه سازي است. پس مهم ترين وظيفه ي يك دوسالانه معرفي درخشان ترين آثار مجسمه سازي براي راه يابي به اين كانون هاو پيدا كردن سرمايه گذار و مجري آثار در ابعاد بزرگ است.
ديدار شهردار تهران از نمايشگاه و نشستي با هنرمندان، حضور شهرداران اصفهان و چندين شهر ديگر و حتا شهرداران چند كشور عربي در نمايشگاه، بازديد اكثر رايزني هاي فرهنگي و صحبت هايي جهت خريد آثار و ... گواه موفق بودن اين برخورد است كه حركت مثبتي است در جهت اقتصادي شدن مجسمه سازي در ايران پس از انقلاب، كه بي سابقه است.

آرنالدو پومودورو/ گروه داوران/ گالووي/ منگوتسو
اتفاق جالب ديگر اين دوسالانه حضور داوران سرشناس بين المللي در تركيب گروه داوري بود . اين مساله به خودي خود باعث نگاهي از بيرون به كارهاي دوسالانه و جمع بندي جامع تري از برآيند دو سال مجسمه سازي مي شد.
هر سه داور پيش از اين به بهانه هاي مختلف به ايران سفر كرده بودند و نكته ي جالب توجه اظهار شگفتي و تعجب هر سه نفر از سطح و حجم آثار دوسالانه بود كه به هيچ وجه قابل پيش بيني نبوده است آن هم در كشوري كه مجسمه سازي در آن دچار محدوديت و فقر شديد است.
آرنالدو پومودورو، مجسمه ساز شهير ايتاليايي مقيم امريكا به عنوان رياست هيأت داوران، ارزش و اعتباري ويژه به دوسالانه و داوري آن بخشيد كه نويد همكاري بين المللي و جهاني شدن هنرهاي تجسمي را مي دهد. پيش از انقلاب در هر پنج دوره ي دوسالانه داوراني از كشورهاي اروپايي و امريكا حضور داشتند. اين امر تنها در زمينه ي كاريكاتور بعد از انقلاب تجديد شد. دوسالانه ي مجسمه سازي امسال فتح بابي بود براي اين امر.
پيش از آن كه دليل حضور داوران خارجي دعوا نشدن بر سر اعلام برندگان و حكايت هايي از اين دست باشد ارتباط و گسترش زمينه هاي همكاري بين المللي است. همچنان كه در تعيين جايزه ها نيز اين نگاه وجود داشت و جايزه هاي اول تا سوم به جاي تخصيص اعتبار ريالي، سفرهاي تحقيقاتي به پاريس بود كه اين يكي ديگر از راه هاي خروج مجسمه سازي از دايره ي بسته ي اين هنر در ايران است.

هنر مونتاژي/ جهان سوم/ اصالت
آثار به نمايش در آمده در دوسالانه، عموما آثاري انتزاعي بودند، به جز معدودي كه كار فيگوراتيو و بازنمود عيني طبيعت. اين يكنواختي كمي آزار دهنده بود. آثار انتزاعي اما از تنوع نسبي خوبي برخوردار بود كه به نسبت سال ها تعطيلي و بي ريشه بودن اين هنر در ايران قابل قبول بود و نمي توان از كشوري كه صنعت و اقتصاد و حتا فرهنگش نيمه وارداتي و به قولي مونتاژي است انتظار آثاري كاملا ناب و خاص داشت، آن هم در اولين قدم ها. اما در همين قدم هاي اول نيز برخي آثار نه به تمامي، بلكه تا حدودي به زباني شخصي تر و گاهي اينجايي تر دست يافته اند كه همين تعداد اندك بارقه ي اميدي است به آينده و ادامه ي پربارتر.
فرشته هاي رامين سعادت قرين، فرشته هايي با روي سنگ پا سياه و زبر مجسمه هايي شگفت انگيز بودند، ميان پاكي و معصوميت فرشتگان كه شايد در آتشفشاني اين چنين سوخته و به سنگ خارا تبديل شده اند. تضاد زيبايي است كه (از فرط دوگانگي و نامشخص بودن) نه مي تواني به سادگي عبور كني و نه مي تواني زياد نگاهشان كني.
كار محمد بهابادي؛ حوضي از فولاد كه درونش جيوه ريخته بود، بازي شرقي و ساده اي با كهكشان و رگه اي از ذن كه مشاركت بيننده را همراه داشت. در جا به جايي و بازي جيوه ها كه هر لحظه با اندك تلنگري تركيبي جديد مي ساخت و در نوع خود بي نظير بود، اجراي تميز و با كيفيت اين كار يكي از معدود اجراهاي لايق يك مجسمه بود (در اكثر دوسالانه ها با اجراهاي سردستي دانشجويي رو به رو بوديم).
بهروز دارش و امير معبد از لحاظ فضايي آثاري نزديك به هم ارايه كرده بودند كه چندين شيئ به صورت نيمه معلق در آنها نصب شده و بازي نور به اين فضاسازي كمك مي كرد.
آثار فرشته موسوي، محمد رضا خلجي و ندا شفيعي مقدم از معدود آثار فيگوراتيو موفق دوسالانه بود. فرشته موسوي تكه پاره هايي قالب گيري شده از اندام و فيگور را چون شبحي معلق در فضا و نيمه شفاف ساخته بود: كابوسي از زنانگي از هم گسيخته. خلجي و شفيعي مقدم نيز از تنهايي و فشار به تك فيگورها حكايت هايي داشتند قابل ديدن.
فاطمه امداديان با كارهاي چوبي و در ادامه ي مسير گذشته اش اشكالي ساخته بود كه كم شباهت به بال هاي فرشتگان نبود، يا انسان هايي بالدار را مي توان متصور شد كه در تركيب بندي هاي دو و سه تايي ارايه شده بودند. تأمل فضايي ميان برش ها و فضاي منفي ميان لته ها، تركيب هاي موفق را به وجود آورده بود.
بسياري از آثار دوسالانه به نوعي رنگ و بويي از دكوراتيو و تزييني بودن داشتند. شايد اين از فرهنگ و نگاه دكوراتيو مردم ايران برآيد يا شايد به نوعي نگاه گروه انتخاب باشد كه توجه بيشتري به اين نوع آثار داشتند (دو نفر از هيأت داوران گرافيست بودند(.

كارهاي بزرگ (هر چه بزرگ تر، بهتر)، برنده ها، جايزه ها
مي گفتند كه بزرگي كارها خيلي براي گروه داوران مهم بوده و جايزه ها بين كارهاي بزرگ تقسيم شده است كه اين مطلب را خود من هم آن قدر شنيدم و چون يك بار بيشتر نمايشگاه را نديده بودم باورم شده بود. اما در چهار دور ديدار از نمايشگاه تقريبا هشتاد درصد رأي گروه داوري را بي نقص يافتم كه تقريبا جدا از سليقه ي موافق كامل است و گفته ي گروه داوران را كه به كارهايي با ايده ها و نگاه هاي نو و مشخص تر توجه كرده اند كاملا صحيح به نظر مي رسد.
ضمن اين كه اگر ابعاد را يكي از عوامل تأثيرگذار هنرهاي تجسمي و به خصوص مجسمه بدانيم، چرا هوشياري كساني را كه آثاري در ابعاد تأثيرگذار ساخته اند نبايد ارزش به حساب آوريم؟ “

سومين” دوسالانه ي مجسمه سازي تهران
سه عدد عجيبي است. شايد عدد مقدس ثليث باشد يا شايد عدد عجيب شيطان. در فرهنگ كوچه نيز ضرب المثل ها و متل هايي بر تأكيد بر عدد سه وجود دارد كه نشانگر باورهاي مردمي و قومي بر اين عدد خاص است. مي شود مثال ها از اين ضرب المثل ها و از كلام عوام گفت. در هر حال، از سه گذشتيم.

 [1]


فراخوان جشنواره های داخلی
فراخوان جشنواره های خارجی
100 سال مجسمه سازی نوین جهان
جشنواره های بین المللی
مقالاتی پیرامون هنر و زیبایی شناسی
معرفی کتاب
مقاله شناسی
پایان نامه های مجسمه سازی

اخبار انگلیسی
مقالات انگلیسی


درباره ما
تماس با ما
info@iransculpture.ir
IranSculpture@yahoo.com