IranSculpture.ir
تحقیقی - خبری - پژوهشی جامع ترین سایت تخصصی هنر مجسمه سازی ایران
بازگشت دوسالانه مجسمه سازی معاصر تهران / دوسالانه سوم
[1] 2 3 ........................................................................................................ [آغاز راه / گفت و گو با پرويز تناولي ]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آغاز راه / گفت و گو با پرويز تناولي
ليلا نقدي پري

عنوان :
نویسنده:
منبع:
--------------------------------------------------------------------------------------------------------

سومين دو سالانه ي مجسمه سازي ايران بهانه اي بود براي گفت و گو با دبير اين نمايشگاه، پرويز تناولي. قرار بود فقط در مورد همين نمايشگاه حرف بزنيم، اما كنجكاوي ام دليلي شد كه به تاريخ مجسمه سازي مدرن ايران هم بپردازيم. البته لا به لاي حرف ها نظرات اين هنرمند را نسبت به آثار و هنرمندان جوان هم مي توانيم ببينيم.

دبير سومين دو سالانه ي مجسمه سازي بوديد، گويا اولين بار است كه چنين مسئوليتي را قبول كرده ايد؟
وقتي براي اين كار از من دعوت شد، به يك جهت قبول كردم. فاصله اي بين من و نسل جديد افتاده بود. بيست و چند سال در صحنه نبودم و در اين فاصله، دست كم دو نسل مجسمه ساز تربيت شده بود كه من از كار آنها بي خبر بودم. كارهايي كه در ميدان ها و پارك ها مي بينيم ، چنگي به دل نمي زند. مي خواستم بدانم ما در كجاي كار هستيم، ضمن اين كه رابطه اي با نسل جديد برقرار كنم ، پس اين كار را قبول كردم. خوشبختانه بسيار راضي كننده و موفقيت آميز هم بود. جوانان زيادي با شور و شوق بسيار كار مي كنند. در مجسمه سازي تحولاتي به وقوع پيوسته است.

اين تحولات از كجا ريشه گرفته اند؟ ممكن است در مورد تاريخچه ي هنر مجسمه سازي معاصر صحبت كنيد.
مجسمه سازي جهان يك طرف قضيه است و مجسمه سازي ايران، طرف ديگر. مجسمه سازي مدرن در ايران به طور كلي خيلي جوان است. شايد سن و سالش از سن و سال من بيشتر نباشد. قبل از آن مجسمه سازي نداشتيم و اگر هم داشتيم، مجسمه هاي سفارشي براي ميدان ها كه اغلب، تقليد هايي از مجسمه هاي خارجي بودند. در نتيجه مردم ما فقط مجسمه هاي ميدان ها را مي شناختند. مثل شاه سوار بر اسب، شاه ايستاده و برخي از مشاهير مثل سعدي و فردوسي. اين دوسالانه نشان مي دهد كه مجسمه سازي ابعاد بسيار گسترده تري دارد و مي تواند شامل بسيار فرم ها و شكل ها و حتا مصالح ديگر شود. مي بينيد كه در اين نمايشگاه جوانان از هر مصالحي براي بيان عقايد و حالات و افكارشان استفاده كرده بودند. بهتر است راجع به مجسمه سازي جهان صحبت نكنيم كه خيلي وسيع است. روند آن هم هيچ وقت قطع نشده است. از يونان باستان شروع شده و تا امروز هم تحول و تداوم داشته. درباره ي آن بايد در جايي ديگر صحبت شود. اما مجسمه سازي ما كه در طي بيست و پنج سال گذشته در خواب فرورفته بود، از خواب بيدار شده و اين بيداري بسيار نويدبخش است.

قبل ازاين خواب طولاني چه خبر بود ؟
قبل از آن يعني پيش از انقلاب، جنبشي در مجسمه سازي شروع شده بود.

توسط چه كساني؟
جنبش مجسمه سازي ما با همان جنبش سقاخانه شروع شد، يعني همان جنبشي كه در نقاشي بود، در مجسمه سازي هم حدود سال هاي ٤٠ ١٣٣٩ و در آتليه ي كبود اتفاق افتاد. در آن جا با نمايشگاه هايي كه مي گذاشتم به عرضه ي مجسمه هاي مدرن از سيمان، گچ، اسقاط ماشين آلات و يا هر چه بود مي پرداختم، ولي با اشكال مختلف، نه شبيه به مجسمه هاي ميداني و مشاهيري. از اين پس ذهن مردم براي اولين بار متوجه اشكالي ديگر از مجسمه شد. يعني مردم فهميدند كه غير از مجسمه هاي رسمي ميداني و پارك ها، مجسمه هاي ديگري هم هست كه مي تواند با مصالح ديگري ساخته شود.
اين مجسمه ها در اين گالري و در تالار فرهنگ نمايش داده شد چون غير از آتليه ي كبود، گالري ديگري نبود. درست است كه مردم عكس العمل شديدي داشتند، ولي متوجه شدند كه اين هنر چقدر مي تواند گسترده باشد. اولين مجسمه هاي مدرن ميداني را من ساختم و نصب شد. اولين اش در تهران جلوي تئاتر شهر، فرهاد كوهكن بود و ديگري در شهر شيراز، جلوي دانشگاه كه آن را در زمان انقلاب خراب كردند. الان قطعاتش هست. به هر حال اولين مجسمه هاي مدرن معابر عمومي حدود سي سال پيش ساخته شدند. در اين چهل سال، چهار نسل هنرمند مجسمه ساز آمدند كه با نسل من شروع مي شود و بعد انقلاب رخ مي دهد. مجسمه سازي بيست سال متوقف مي شود و بعد نسل جديدي به وجود مي آيد. اين نسل اخير نسل چهارم است كه كارشان را در اين نمايشگاه مي بينيم.

فكر مي كنيد كه اين نسل رشد طبيعي خود را داشته است؟ نمي توان مثلا دهه ي سوم سينما را با دهه ي اول آن مقايسه كرد. نسل چهارم مجسمه سازي ايران چطور؟
بنيان گذاران مطمئنا در كشوري كه مجسمه سازي نداشته، سخت ترين راه را رفتند. از نصب اولين مجسمه ي مدرن در شهر راه زيادي طي شده تا به اينجا رسيده است. رشته ي مجسمه سازي دانشگاه تهران تازه چهل سال است كه تأسيس شده. الان لااقل بيش از ده ها متخصص در اين رشته تدريس مي كنند و دانشجويان آن هم به صدها نفر مي رسد. چنان كه در اين دوسالانه حدود ٤٠٠ هنرمند با بيش از ١٠٠٠ اثر شركت كردند. پس ابعاد بسيار گسترده تر است ولي آن زمان فقط دو يا سه مجسمه ساز فعاليت مي كردند. از لحاظ ارتباطات، خيلي گسترده تر شده و مردم آشنايي بيشتري پيدا كرده اند. مجسمه سازان بيشتري هم به صحنه آمده اند. اينها نكته هايي بسيار مثبت است. مجسمه سازي نو امروزه براي مردم ما غريبه نيست و به نوعي با آن آشنايي دارند. در ميدان ها، پارك ها، معبرها و گاهي درون خانه ها با آن برخورد مي كنند. اما اين گسست بيست ساله بين نسل ها باعث شد كه آنها از هم بي خبر باشند. مي دانيم كه مجسمه سازي ما در دهه ي ١٣٤٠ به چه صورت بوده و بعد در دهه هاي ١٣٥٠و ٦٠ ١٣ هيچ اتفاقي نيفتاده ولي در اواخر دهه ي ٧٠ ١٣ و اوايل دهه ي ١٣٨٠ مي بينيم كه اين جهش اتفاق افتاده. درست است كه در اين كارها افكار نويي ديده مي شود، ولي آن عمقي كه شايسته ي يك هنر است هنوز وجود ندارد. براي اين كه اينها كار جوانان بين ٢٠ تا ٣٠ سال است و زود است كه ما اين كارها را قضاوت يا ارزيابي كنيم. بايد به اين جوان ها فرصت داده شود. بيش از نود درصد شركت كنندگان در اين بي ينال زير سي سال بودند و من اميدوارم اينها به كارشان ادامه بدهند، ريشه پيدا كنند و بتوانند مسيري را كه رفته اند طي كنند و موفقيت هاي بيشتري از خودشان نشان دهند.

چيزي كه سابقه ي طولاني در ايران دارد، شكل تصور كردن سه بعدي خيلي از موضوع ها است كه شما تحقيقات بسيار زيادي هم در اين زمينه داريد. چيزي مثل نقش روي قفل ها و سنگ قبرها و ... آن را هم جزو سابقه ي مجسمه سازي ايران مي دانيد؟
مجسمه در مفهوم عام هر چيزي ست كه حجم و يا جسميتي داشته باشد. همه چيز از ساختمان گرفته تا تمام اشياي روزمره مثل ميز و صندلي و ... و هر آنچه كه در روز با آن برخورد مي كنيم و به ظاهر يك جسم است، مي توان در مفهوم عام مجسمه ناميد. البته همين مفهوم در غرب پايه و اساس ديگري دارد كه با بدن انسان شروع شده و با بدن انسان ادامه مي يابد كه در تاريخ دوران اسلامي ما تداوم ندارد، اما ما در ايران هميشه مجسمه سازي داشته ايم كه به صورت هاي مختلفي درآمده، به شكل قفل، دستگيره، قفس، ضريح، حتا به صورت ساختمان و بنا و سرستون و ته ستون. ما مجسمه سازي متسلسل و زيبايي داشته ايم. مردم ما كار جسم سازي و بعد سازي را هميشه داشته اند. اين درست همان چيزي است كه زندگي هنري ام را روي آن بنا گذاشته ام و نه مجسمه سازي و بدن سازي غربي. من به دنبال مجسمه سازي يونان و روم و رنسانسي نرفته ام و كارم را بر همان مصالحي كه در ايران تداوم سنتي داشته بنا كردم.

يعني دركشورهاي ديگر مجسمه سازي در همان تعريف آكادميك باقي مانده است؟
امروزه ما در حال نزديك شدن به يكديگر هستيم. غرب هم از مجسمه سازي بدن فاصله گرفته و به مجسمه سازي ذهني روي آورده و از هر چيزي كه در بيان احساس به او اجازه مي دهد، استفاده مي كند. خيلي از مجسمه سازان يك مشت تير و تخته و جعبه و در و هر چيزي كه احساس شان را با آن مي توانند نشان دهند، به صحنه ي نگارخانه ها مي برند كه هيچ ارتباطي هم با بدن انسان ندارد. درست است كه ما يك فاصله ي هزار و چند ساله با غرب از لحاظ مفهوم كلاسيك مجسمه سازي داشته ايم، اما در انتها و در حال حاضر به هم نزديك شده ايم، هيچ فاصله اي نداريم و نمي توانيم بگوييم ما عقب هستيم. در واقع الان هر دو در يك جا هستيم.

هر دو در يك جا هستيم يا آنها به مسير سال هاي پيش ما رسيده اند؟
آنها به جاي سال ها پيش ما رسيده اند. ما شديم الگوي آنها و آنها شدند الگوي ما. حالا اگر ما بتوانيم دوباره به خودمان برگرديم و الگوهاي غربي را كنار بگذاريم به نظر من سلامت تر و موفق تريم. تاريخ فرهنگي مجسمه سازي در كشور ما به آن مفهومي كه در غرب است نبوده. هيچ وقت ميكل آنژ و سبك و سياقي شكل نمي گيرد، به اين دليل كه اصلا انسان گرايي (اومانيزم) در اينجا به خاطر سنت و نگاه مذهبي وجود نداشته است.

حالا وقتي ما چنين تاريخي را نداريم آيا مي توانيم از راه ديگري وارد شويم؟ ما نبايد آن پيشينه را داشته باشيم؟ شما در تدريس حتما از پايه شروع مي كنيد؟ يعني خط و طرح و آناتومي و ... آيا مجسمه سازي ما اين را مي داند؟
به نظر من اين كه پايه ي مجسمه سازي بدن است، درست نيست. آكادمي هاي غربي و اروپايي فكر مي كردند كه بايد از ابتدا شروع كرد، يعني بايد اول ياد گرفت كه چگونه پيكر يك انسان را ساخت. امروزه اين نظريه طرفدار ندارد. دانستن آن هم لازم نيست. فقط يكي از مسيرها است. ده ها مسير ديگر هم هست كه آنها هم به همين اندازه اهميت دارند. مي توان آناتومي را در آخر هم ياد گرفت.

شكل هايي كه در تاريخ مجسمه سازي ايران وجود داشته و الان هم ممكن است بازتاب و طرفدار داشته باشد، خودشان به خودي خود امكان تجلي در دنياي هنر را دارند يا اين كه تلفيق هنر امروز به اضافه ي هنر گذشته راهي است براي جهاني شدن مجسمه سازي ايران؟

 [1] 2 3


فراخوان جشنواره های داخلی
فراخوان جشنواره های خارجی
100 سال مجسمه سازی نوین جهان
جشنواره های بین المللی
مقالاتی پیرامون هنر و زیبایی شناسی
معرفی کتاب
مقاله شناسی
پایان نامه های مجسمه سازی

اخبار انگلیسی
مقالات انگلیسی


درباره ما
تماس با ما
info@iransculpture.ir
IranSculpture@yahoo.com