IranSculpture.ir
تحقیقی - خبری - پژوهشی جامع ترین سایت تخصصی هنر مجسمه سازی ایران
بازگشت پیشینه دوسالانه مجسمه سازی معاصر تهران
[1] 2 3 4 ..................................................................................................... [مجسمه‌سازي در بينال‌هاي تهران]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مجسمه‌سازي در بينال‌هاي تهران
مهنوش نادري

نشريه بنگاه شماره 1 صفحه 26 تا 34
عنوان :
نویسنده:
مترجم:
منبع:
--------------------------------------------------------------------------------------------------------

در پي فعاليت‌هاي گوناگون هنري كه در روند شكل‌گيري و تكوين و تحول جنبش نوگرا در هنر ايران به چشم مي‌خورد،‌ به دلايل مختلف، مجسمه‌سازي هيچ‌گاه از رشد و گسترشي به اندازة نقاشي و گرافيك برخوردار نبوده است.
شايد بتوان ريشة ركود را در مخالفت دين اسلام با سنن رايج مجسمه‌سازي (در دورة ساساني) دانست. بنابراين هنر مجسمه‌سازي ايران كه از دوران باستان ريشه گرفته بود، با ظهور اسلام در تنگنا قرار گرفت و نتوانست در مفهوم مرسوم خود ادامه پيدا كند. ولي اين هنر به صورت هنري مكمل به كمك هنرهاي كاربردي ديگر مي‌آيد، از جمله معماري، سفالگري و... و در كل، هر صنعتي كه محتاج به ظرافت‌هاي سه بعدي بود. علاوه بر اين وقفه كه تا دورة حكومت صفويان ادامه پيدا مي‌كند؛ وقفة ديگري نيز از زمان انقلاب اسلامي تا دهة 70 ش ايجاد مي‌شود كه خود عوامل ديگري براي اين ركود هستند.
در كل هنر مجسمه‌سازي در تمام ادوار تاريخ به علت هزينة زياد مصالح و سختي كار نتوانسته رشدي همپاي هنرهاي تجسمي ديگر داشته باشد؛ و در دهة – 30، 40 و 50 ش فعاليت داشتند، خود مزيد بر علت شده تا فضايي كم تحرك از مجسمه‌سازي در تاريخ هنر ايران باقي بماند. همانگونه كه ذكر شد وقفه‌اي كه از دورة اسلامي – ظهور اسلام – در اين هنر ايجاد شد، تا دورة صفويه ادامه مي‌يابد. در اين دوره احجامي – اكثراً به شكل شيرهاي سنگي به صورت مستقل و با سفارش شاهان صفوي ساخته شدند. ولي هنر مجسمه‌سازي به شكل متداول آن در دورة حكومت قاجاريه به وسيله هنرمندي به نام علي‌اكبر مصورحجار دوباره از سرگرفته شده. اين هنرمند كه آموزش ديدة دارالفنون بود براي آموختن فنون مجسمه‌سازي همراه با كمال‌الملك به اروپا رفت و شيوه‌هاي مجسمه‌سازي اروپائي را آموخت. در ادامة كار او عباس‌قلي حجار هنرمند ديگر اين عصر، شيوه‌هاي كاري او را ادامه داد. اما برجسته‌ترين آغازگر مجسمه‌سازي كلاسيك در ايران، ابوالحسن صديقي – شاگر كمال‌الملك. بوده اين هنر آموختة مدرسة صنايع مستظرفه رشته مجسمه‌سازي را در مدرسة هنرهاي زيبا [پاريس] آموخت و با تأسيس دانشكده هنرهاي زيبا در سال 1319، تدريس مجسمه‌سازي را در آن مركز عهده‌دار شد. سپس علي‌اكبر صنعتي كه اولين شاگرد صديقي بود، راه استاد را ادامه مي‌دهد ولي آثار اين دو هنرمند از ساختن پيكره‌هايي از مردان سياسي، شخصيت‌هاي هنري و پرتره‌هاي شعرا فراتر نمي‌رود.
نطفة مجسمه‌سازي امروزي (نو) در ايران، در هنرستان هنرهاي زيبا كه اولين هنرستان رسمي در تهران بود، شكل گرفت. اين هنرستان در شهريور 1322 با رشته‌هاي مختلفي از جمله مجسمه‌سازي تأسيس شد. تجربيات جداگانه‌اي كه هنرجويان مجسمه‌سازي اين هنرستان انجام دادند، نقطة شروعي براي تحولات جديد در مجسمه‌سازي ايران شد. از اولين هنرجويان آن مركز به نام‌هاي پرآوازه‌اي در مجسمه‌سازي معاصر از جمله پرويز تناولي بر مي‌خوريم كه در روند شكل‌گيري هنر مجسمه‌سازي امروز ايران تأثيري بس شگرف داشته است.
پيش از سال 32، نمايشگاه‌هاي هنرهاي زيبا به همت انجمن‌هاي فرهنگي ايران از جمله، انجمن ايران و شوروي، ايران و آمريكا برگزار مي‌شد، كه از معتبرترين آنها نمايشگاهي است كه در سال 1325 به همت انجمن فرهنگي ايران و شوروي برگزار شد. اما از سال 1332 مقدمات تشكيل نمايشگاهي بزرگ در عرصة هنرهاي تجسمي آغاز مي‌شود كه ثمرة آن افتتاح اولين بینال نقاشي و مجسمه‌سازي تهران در سال 1337 بود. در سال‌هاي پيش از 1350 بینال مستقلي براي مجسمه‌سازي برگزار نشد. شايد علت آن را در نوپا بودن و فراگير نبودن اين رشتة هنري در آن زمان دانست. به همين منظور نمايشگاه‌هاي مشتركي براي نقاشي و مجسمه‌سازي هر دو سال يكبار تشكيل شد، كه با تقليد از بینال ونيز1بینال (دوسالانه) نام اولين نمايشگاه دو سالانة نقاشي و پيكر تراشي در روز 25 فروردين 1337 در ساختمان كاخ‌ابيض2 افتتاح شد. اين دو سالانه به سرپرستي اداره كل هنرهاي زيباي كشور، با ياري معاون وزارت فرهنگ و هنر و با همت يكي از نقاشان به نام ماركوگر يگوريان شكل گرفت. در واقع مي‌توان از اين هنرمند با نام باني ‌بینال‌هاي تهران نام برد. اهداف تشكيل اين بینال به گفتة گريگوريان،‌ آشنا كردن مردم ايران با هنر مدرن و راه‌يابي آثار هنرمندان ايراني به بینال جهاني ونيز بود.
در نخستين بینال، 49 هنرمند نقاش و مجسمه‌ساز شركت داشته‌اند كه از مجموع تقريباً 300 اثر هنري، تنها 12 قطعه مجسمه در سالن كاخ قرار داشته است. هنرمنداني كه در اين نمايشگاه مجسمه‌هايي عرضه كرده بودند عبارتند از: لعل رياحي، كورس سلحشور، گلي ايرانپور، چنگيز شهوق، آشوت ميناسيان و پرويز تناولي.
دكتر لعل رياحي، سرهنگ ارتش و معلم مجسمه‌سازي از سال 1333 در هنرستان هنرهاي زيبا بود. او مجسمه‌سازي را در دانشگاه هنرهاي زيباي بروكسل [بلژيك] آموخته بود و در حال حاضر نيز در بروكسل زندگي مي‌كند. عباس مشهدي‌زاده – مجسمه‌ساز و معمار – آثار رياحي را اينگونه توصيف مي‌كند: «مجسمه‌هايش فيگورهايي بودن قرص، محكم و دلنشين و از ناتوراليسم فقط در حد استيليزاسيون دور مي‌شد و متريال غالب آثارش گل و گچ بود.» كورس سلحشور، فارغ‌التحصيل رشتة نقاشي از هنرستان هنرهاي زيبا بوده و بعد از اتمام هنرستان ادامة تحصيل نداده است. او گهگاه مجسمه مي‌ساخته و آثارش را نيم تنه‌هايي سمبليك و نمادين معرفي مي‌كنند. [البته لازم به ذكر است كه سلحشور بيشتر، در زمينة تئاتر و نمايشنامه‌نويسي فعال بوده است] گلي ايرانپور، مجسمه‌ساز ديگر در اين بینال است كه اطلاعات زيادي راجع به او در دست نيست. چنگيز شهوق (فوت 1375)، فارغ‌التحصيل رشتة نقاشي از هنرستان هنرهاي زيبا بود كه مجسمه‌سازي را همپاي نقاشيهايش پيش مي‌برد. در مورد شيوة كاري شهوق در دايره‌المعارف هنر مي‌خوانيم: «شهوق پس از چند سال تجربة پراكنده در عرصة هنر پيكرنما، به انتزاع مطلق روي آورد. رويكرد انتزاعي او غالباً با نوعي هيجان خشن و مهار نشده همراه بود. در نقاشي‌ها و مجسمه‌هايش از مواد و مصالح مختلف بهره مي‌گرفت، و بر تنوع بافت سطوح و ريتم خطوط تاكيد مي‌كرد»3. آشوت ميناسيان، هنرمندي نقاش و مجسمه‌ساز بوده است. دربارة تحصيلات و گرايش هنري ايشان اطلاع دقيقي در دست نيست. عباس مشهدي‌زاده دربارة ميناسيان مي‌گويد: «ايشان شاگرد هنرستان نبودند و فاصلة سني زيادي با هم دوره‌اي‌هاي خود داشتند. فكر مي‌كنم تجربي كار مي‌كردند. البته استيليزه كردن كارهايشان و نگاهشان به مدرنيزم قابل توجه بود». او اكثراً با فلز مجسمه مي‌ساخت.
و پرويز تناولي، كه براي جامعة مجسمه‌سازي ايران نام آشناترين است و او را به عنوان پدر مجسمه‌ساز ايران مي‌شناسند او مجسمه‌سازي است كه آثار نقاشي نيز ارائه داده؛ و كتاب‌ها و مقالات بسياري براي احياي هنرهاي بومي ايران (فرش، گليم و...) به رشتة تحرير درآورده است. اولين فارغ‌التحصيل رشتة مجسمه‌سازي از هنرستان هنرهاي زيبا (به همراه جمشيد تناولي برادرش) و فارغ‌التحصيل از همان رشته از آكادمي‌هاي هنر كارارا و بررا در ايتاليا زير نظر مارينو ماريني مجسمه‌ساز شهير ايتاليايي است. وي در طول زندگي هنري‌اش با متريال‌هاي مختلفي طبع آزمائي كرده است؛ ولي متريال غالب آثار او برتر است. و اكثر آثار او فيگورهايي انتزاعي در غالب «فرهاد كوه كن» هستند. پرويز تناولي در حال حاضر در ونكوور كانادا به آفرينش آثارش ادامه مي‌دهد. چند مجسمه از او در سطح شهر تهران نصب شده كه نمونة آن پيكره فرهاد قفل آذينش در محوطة باز تئاتر شهر تهران است.
در مورد پيكره‌سازي اين نمايشگاه در ماهنامة سخن – سال 1337 – مي‌خوانيم: «آثار پيكرسازان در اين نمايشگاه بسيار نيست. پيكره‌سازي هنوز چندان كه بايد رواج نگرفته، اما هم اكنون نشانهائي نويد بخش از توسعة اين هنر مي‌توان ديد. در آثار آشوت ميناسيان ذوق تركيب با ذوق تزيين جمع شده است. تناولي، شهوق و سلحشور با قريحه، كوشش و اشتياقي كه در يكي دو سال اخير آشكار ساخته‌اند به آتيه‌اي درخشان روي دارند».4
تعداد شركت‌كنندگان اين بینال به 68 نفر مي‌رسد، و در آن سال قريب به 222 تابلو و 15 پيكره و چندين نقش برجسته در معرض تماشا قرار گرفته بودند. با بررسي نوشته‌هايي كه از آن سال‌ها بر جاي مانده به نظر مي‌رسد با گسترده شدن نمايشگاه، اهداف آن نيز معقول‌تر مي‌شود. در كاتالوگ اين نمايشگاه مي‌خوانيم: «قصد از برپا كردن اين نمايشگاه آن نيست كه آثار هنرمندان ايراني به مسابقه و مقابله گذاشته شود. جايزه‌اي چند اهداء گردد و عامة مردم به تماشاي زورآزمائي هنرمندان مشغول آيند و سپس تا دو سال ديگر، حريفان اين نبرد، در آرامشي پيش از آشوب غوطه زنند و براي شركت در كارزار آينده آماده شوند. و نيز – شايد برخلاف آنچه به ظاهر گمان مي‌رود – غرض آن نيست كه شيوة خاصي از ميان شيوه‌هاي هنري برگزيده شود و بر ديگر اسلوب‌ها تحميل گردد، بلكه غايت مطلوب در آن است كه آثار همة هنرمندان راستين – كه شايستة عنون «هنرمند»اند – در اين نمايشگاه گردآيد و نموداري دقيق از كميت و كيفيت هنرهاي صوري ايران امروز، ترسيم گردد و بدست خواستاران و دوستداران سپرده شود». در بخش مجسمه‌سازي اين بینال، پرويز تناولي و چنگيز شهوق بار ديگر آثاري ارائه مي‌دهند. ولي سه هنرمند ديگر نيز در كنار آن دو آثار حجمي ارائه مي‌كنند.
محمد توكلي، فارغ‌التحصيل رشتة مجسمه‌سازي از هنرستان هنرهاي زيبا بوده است. او مجسمه‌سازي را در يكي از دانشكده‌هاي هنر ايتاليا ادامه مي‌دهد و بعد از سال 1357 به ايران باز مي‌گردد. چند هنرمندي كه هم دورة او در هنرستان هنرهاي زيبا بودند دربارة آثار او مي‌گويند: «او بيشتر با گل، گچ و موم كار مي‌كرد. شيوة كاريش سمبليك و با نوآوري‌هايي در آن شيوه بود». توكلي اكنون در تهران زندگي مي‌كند؛ ولي از لحاظ فعاليت هنري‌اش اطلاعي در دست نيست.
حسن حاجي‌نوري، به صورت تجربي مجسمه‌سازي را شروع كرده است. او بيشتر با گل و گچ كار مي‌كرده و آثارش اكثراً فيگورهايي رئاليسمي با مضامين اجتماعي بودند. [البته حاجي‌نوري بسيار محدود آثار حجمي ارائه داده است.] او در حال حاضر درتهران زندگي مي‌كند و نقش برجسته‌هايي از نقوش تخت جمشيد مي‌سازد. آخرين هنرمندي كه مجسمه‌اي در اين بینال عرضه كرده است. پرويز وزيري فراهاني ست كه هيچگونه اطلاعي از نحوة كار و زندگي هنري او بدست نيامد.
با مشاهدة تصاوير مجسمه‌هايي كه در اين بینال عرضه شده بودند، روند حركت كلي كارها - از بینال 1337- به سمت هنر انتزاعي قابل تشخيص است، با اندكي خامي (در بعضي از آثار) كه مختص تجربيات تازه مي‌باشد.

 [1] 2 3 4

  • بینال ونيز معتبرترين بینال هنري در آن زمان بوده كه در سال 1895 ميلادي شروع به كار كرد.
  • بنايي قاجاري در محوطة جنوبي كاخ گلستان است.
  • روئين پاكباز، دايره‌المعارف هنر (نقاشي، پيكرسازي،‌ گرافيك) چاپ اول، تابستان 1378، ص 335
  • ماهنامة سخن، دورة 9، شمارة 1، فروردين 1337، ص 82 تا 84

فراخوان جشنواره های داخلی
فراخوان جشنواره های خارجی
100 سال مجسمه سازی نوین جهان
جشنواره های بین المللی
مقالاتی پیرامون هنر و زیبایی شناسی
معرفی کتاب
مقاله شناسی
پایان نامه های مجسمه سازی

اخبار انگلیسی
مقالات انگلیسی


درباره ما
تماس با ما
info@iransculpture.ir
IranSculpture@yahoo.com