IranSculpture.ir
تحقیقی - خبری - پژوهشی جامع ترین سایت تخصصی هنر مجسمه سازی ایران
بازگشت مقالات پیرامون مجسمه سازان خارجی
[1] ........................................................................................................................... [سه نگاه به دنیای وارونه]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سه نگاه به دنیای وارونه
آزیتا یزدان‌‌پناه

دو هفته‌‌نامه هنرهای تجسمی تندیس / شماره چهل و یک / صص 12 تا 13
عنوان :
نویسنده:
مترجم:
منبع:
--------------------------------------------------------------------------------------------------------

«دنیای وراونه» نام مجسمه‌‌ای از «آنیش کاپور» است که در مرکز دایره‌‌ی سنگی متعلق به قبل از تاریخ قرار داده شده است. این محل در واقع بخشی از یک گروه بناهای سنگی‌‌است که جمعاً به «سنگ‌‌های عمودی» و یا (Rolltight Stones) معروف‌‌اند و در اواخر دوره‌‌ی نئولیتیک، افراشته شده‌‌اند. بخش مرکزی مجموعه‌‌ای است که به شکل دایره و به طول 33 متر است و محیط خارج از شهر را دربرگرفته است.
«دنیای وراونه» کره‌‌ی فولادی درخشانی است به ابعاد که ذهن کاپور را در مورد عالم هستی نمایان می‌‌سازد، همچنین نشان‌‌دهنده‌‌ی نماد کیهانی هندو در خصوص زن و مرد است. این اثر از مجموعه‌‌ی سالن «کارت رایت» Crtwright Hall در «برادفورد» Bradford امانت گرفته شده است.
آنیش کاپور می‌‌گوید: «من مشتاقانه از پروژه «صندوق حمایت از هنر» که هدفش بیرون آوردن هنر از گالری‌‌های معمول و قرار دادن آن در محیطی متفاوت است، حمایت می‌‌کنم. من امیدوارم این حرکت گویای این حقیقت باشد که مدرنیته و سنت هر دو در یک جهت و با یک هدف حرکت می‌‌کنند و بینندگان جدیدی را برای تقدیر و تحسین زیبایی هر دو جذب خواهند کرد. »

نقدی از جورج هامر Georg Hummer
.. . همه چیز آن‌‌جا بود. 16 دوربین که زنان و مردان آن‌هارا حمل می‌‌کردند، کسانی که لباس‌‌های چروک شده‌‌شان خبر از این می‌‌‌‌داد که راه طولانی را از لندن تا آن‌‌جا با اتومبیل آمده‌‌اند. دیدن این عده و همچنین شنیدن صدای زنگ تلفن‌‌های همراه آنان همه و همه محیطی پرهیاهو را به وجود آورده بود. تماشاگران به نوعی تلاش می‌‌کردند که برای خود جای مناسبی را پیدا کنند و آماده علامتی برای شروع کار بودند. منطقه‌‌ی Rollright Stones در نزدیکی Chiping Norton در مدت زمانی (14 ژوئیه تا 26 آگوست) که این مجسمه در آن‌‌جا بود بیشترین بازدیدکننده را داشت. قرار گرفتن کار آنیش کاپور در آن‌‌جا بخشی از جشن ملی به نام «هنر فوق‌‌العاده» به منظور بزرگداشت سده‌‌ی «صندوق وجوه مجموعه‌‌ی هنر ملی» بود، اگرچه این محل برای محافل رسانه‌‌ای بسیار دور بود ولی باید گفت که این محل توانسته بود بازدیدکنندگان مخصوص خود را به سمت خود جلب سازد و به نظر می‌‌آمد که همین جریان انعکاس مطبوعی در محافل مطبوعاتی داشت. می‌‌توان به صراحت اقرار کرد که کار هنری آنیش کاپور، حس اعجاب‌‌انگیز و اسرارآمیز آمیخته با آرامش را به این محل بازگرداند و به عبارتی این حس با کار هنری فوق‌‌العاده و تحیرآور آنیش دوبرابرشد.
در ابتدا این اثر هنری می‌‌بایست در جای مناسب خود قرار می‌‌گرفت. این کره‌‌ی فولادی صیقلی که خانه‌‌ی اصلی آن در جایی دیگر است با کامیونی بزرگ و مجهز که یک لودر نیز آن را همراهی می‌‌کرد به Rollright stones آورده شد. این مجموعه که در نوارهای پلاستیکی پیچیده شده بود و نوارهای سبز روشن در آن به چشم می‌‌خورد شبیه همه چیز به نظر می‌‌آمد به جز مدل کره‌‌ای که زاییده‌‌ی ذهنی متفکر است. لودر کره را بلند کرد و آن را به صورت معلق از مابین درختان و الوارهای چوبی حمل نمود. راننده مردی بسیار قوی و عضلانی با بدنی خالکوبی شده بود و به گونه‌‌ای ظریف با ماشین کار می‌‌کرد که گویی پزشکی است که علایم حیاتی انسانی را آزمایش می‌‌کند.
او با دقت‌‌نظر و احتیاطی بسیار به دنبال مکان مناسبی برای استقرار اثر هنری در جایگاه خود بود. او کره را تا یک الی دو اینچ به زمین مانده پایین آورد. تا این که کاپور جهت صحیح نصب آن را مشخص کرد و بدین‌‌ترتیب مجسمه در جای خود نصب شد. او می‌‌خواست کره را در محل و جهتی مناسب با قطب‌‌نما قرار دهد به شکلی که به سمت جنوب باشد. بدون اغراق می‌‌توان گفت که حضور این کار هنری در این مکان بهت‌‌آور بود. شکل این کره به هیچ‌‌وجه دایره کامل نیست بلکه شکل تخم‌‌مرغی غیرمعمولی است که حدود چهار فوت شعاع دارد. در کنگره آن که به شکل فرورفتگی عمیقی درست شده است محل ساقه سیبی خیالی است. فولادی صیقلی آن همه را دربر می‌‌گیرد و آن را بیشتر نشان می‌‌دهد و به شکلی درون آن گود است که می‌‌توان هر چیزی را در داخل آن متصور شد. طرفین خمیده این فولاد صیقلی، آسمان، سنگ‌‌ها و همچنین علف‌‌های نیم‌‌سوخته را منعکس می‌‌کند ولی تصویر را در آن تغییر می‌‌دهد. این اتفاق به مثابه این است که نوری را که به آن می‌‌تابد به سمت خود جذب می‌‌کند و آن را واضح و روشن می‌‌سازد و انعکاس آن حس فاصله‌‌ای را به انسان منتقل می‌‌کند که در طبیعت وجود ندارد. در واقع به این ترتیب می‌‌توان رضایتی خاص و مطلق را مانند مشاهده‌‌ی مجسمه‌‌ی بودا دید. در بین اهالی انگلیسی منطقه و افرادی که مدت‌‌هاستدر آن‌‌جا زندگی می‌‌کنند این اعتقاد وجود دارد که این چیدمان که خدا را از چارچوب فرهنگی دیگر دوباره مطرح می‌‌کند به شکلی است که انگار به جایگاه اصلی خود رسیده و می‌‌شود زمزمه خشنودی را شنید؛ این مجسمه سرانجام به گالری H ayward در South Bank لندن برده می‌‌شود جایی که در سده‌‌ی گذشته با کمک صندوق مجموعه‌‌های هنر ملی جایگاه نمایش آثار هنری برجسته‌‌ای بوده است. البته این جای شرمساری است، چراکه «دنیای وارونه» به نظر می‌‌آید در حال حاضر در خانه واقعی خود قرار دارد.

.. . و اکنون مجادله آغاز می‌‌شود
در این‌‌جا خلاصه‌‌ای از مقاله «ریچارد اینگرام» را اکه در 27 ژوئیه در نشریه «آبزرور» چاپ شده است می‌‌خوانید. در بخش گمنام «آکسفورد شایر» که چندان هم از جایی که من زندگی می‌‌کنم دور نیست. دایره سنگی قدیمی وجود دارد به نام سنگ‌‌های عمودی که به حدود 2500 سال قبل از میلاد بازمی‌‌گردد. اگر بازدیدکننده‌‌ای در این تابستان به آن‌‌جا رود و به سنگ‌‌ها نگاه کند از دیدن شیی تخم‌‌مرغی شکل فولادی و درخشان و عظیم در مرکز این دایره سنگی تعجب‌‌زده خواهد شد. آنیش کاپور سازنده‌‌ی این مجسمه می‌‌گوید: امیدوار است تخم‌‌مرغ غول‌‌آسای او موجب شود مردم به هنر شکل جدید بنگرند.. . ، چنین تصوری برآمده از تکبر برخی هنرمندان مدرن است که فکر می‌‌کنند حق این را دارند که با شاهکارهای زمان‌‌های قدیم‌‌ بازی کنند.. . واقعاً جای تأسف و تأثر بود اگر تخم‌‌مرغ فلزی آقای کاپور به شکلی توسط عاشقان هنر از خود بی‌‌خود صدمه می‌‌دید. شکی نیست که آنان مجبور بودند شب و روز و آن هم با هزینه گزاف و قابل توجه برای محلی‌‌ها از این اثر محافظت کنند. (در پاسخ به این مقاله آقای جرج هامر چنین پاسخ داده است) البته باید دید که آیا نشریه آبزرور نامه‌‌ی وی را چاپ می‌‌کند یا خبر.

روزنامه‌‌نگار پوسیده
در گوشه‌‌ای گمنام از نشریه آبزرور مقاله‌‌ای تحت عنوان «تخم‌‌مرغ پوسیده» «ریچارد اینگرام» مردی مسن به روشنی نشان داد که یک خبرنگار برای نوشتن مشتی حرف‌‌های کهنه‌‌پرستانه و قدیمی و طعنه‌‌آمیز و پرخاشگرانه به حقایق نیاز دارد و نه به مشاهده مستقیم، بلکه می‌‌توان تنها با یک‌‌سری عکس‌‌های گمراه کننده و گزارش‌‌های مطبوعاتی این کار را انجام داد. اگر انیگرام واقعاً به محل نصب مجسمه رفته بود (همچنانکه خود می‌‌گوید جایی که چندان از محل سکونت وی نیز دور نیست) و از نزدیک مجسمه آنیش کاپور را می‌‌دید تا این حد مغرضانه با این مسئله برخورد نمی‌‌کرد. کار کاپور مجسمه‌‌ای معمولی نیست. این اثر هنری دارای یک کنگره‌‌ی عمیق است که به کار زیبایی و جهت داده است و متأسفانه برای اینگرام این زیبایی در عکس چندان خود را نشان نمی‌‌دهد. اگر اینگرام به محل می‌‌رفت و اثر را از نزدیک می‌‌دید هیچ‌‌وقت نمی‌‌گفت که «قطعه‌‌ای غول‌‌آسا و بسیار بزرگ» و همین‌‌طور می‌‌دید که چه ارتباط دقیقی میان آقای کاپور و اجداد نئولیتیک ما وجود دارد. حتی اگر هم در مورد این اثر پرسیده بود به او می‌‌گفتند که هزینه نگهداری از آن در مقابل خرابکاران به هیچ‌‌وجه به عهده‌‌ی مالیات دهندگان محلی نیست.

 [1]


فراخوان جشنواره های داخلی
فراخوان جشنواره های خارجی
100 سال مجسمه سازی نوین جهان
جشنواره های بین المللی
مقالاتی پیرامون هنر و زیبایی شناسی
معرفی کتاب
مقاله شناسی
پایان نامه های مجسمه سازی

اخبار انگلیسی
مقالات انگلیسی


درباره ما
تماس با ما
info@iransculpture.ir
IranSculpture@yahoo.com