IranSculpture.ir
تحقیقی - خبری - پژوهشی جامع ترین سایت تخصصی هنر مجسمه سازی ایران
بازگشت مقالات پیرامون مجسمه سازان ایرانی
[1] 2 ......................................................................................................... [مجسمه نیازی ندارد از کلام بهره ببرد]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مجسمه نیازی ندارد از کلام بهره ببرد
سهیلا نیاکان


عنوان :
نویسنده:
مترجم:
منبع:
--------------------------------------------------------------------------------------------------------

به مناسبت برپایی اولین نمایشگاه جامع آثار پرویز تناولی در ایران
قفس هیچ و قفس هیچ
هفته گذشته و در یک بعداز ظهر بارانی قرار دیدار و گفت وگو با پرویز تناولی مجسمه‌ساز نوگرای سالهای اخیر گذاشته شد. برای گفت و شنود با این هنرمند عرصه جهانی، او را در موزه هنرهای معاصر تهران و در میان آثارش ملاقات کردم. اما پیش از این دیدار و در فاصله‌ای که قرار بود به استاد ملحق شوم، چشمانم به کتاب «پیشگامان هنر نوگرای ایران- پرویز تناولی» افتاد. با دیدن کتاب مقالاتی از نینا چیکوکی، ریچارد اتینگهاوزن، دیوید گالووی و رویین پاکباز با عناوین مجسمه شعر، تأملاتی درباره آثار تناولی و تناولی نقاش، نظرم را جلب کرد. مقالاتی که محتوی اهم نظرات این صاحبنظران در مورد آثار تناولی است. پس از خواندن برخی سطور نوشته‌های هنرمندان، ناگاه به یاد جمله‌ای از کاندینسکی افتادم که گفته است: «چیزی زیباست که بر اثر نیاز درونی بوجود‌اید و برخاسته از روح باشد.» آثار تناولی را بر این مبنا یافتم.

جوانان تناولی را می‌شناسند
با یکدیگر هم رأی شدیم در میان گالری‌های موزه که آثار مجسمه‌های سرامیک، برنز و مس و نیز نقاشی‌های استاد در آن‌ها چیده شده بودند، قدم بزنیم و راجع به آن‌ها صحبت کنیم. طی مدت گشت و گذار در گالری‌ها و نیز میان صحبت‌هایمان، دوستداران و مجذوبان تناولی و آثارش، که همگی جوان بودند، با ما همراه می‌شدند و علاقه خود را نسبت به آثار منحصر به فردش ابراز می‌کردند. به گونه‌ای که استاد اظهار می‌کرد در مدت کوتاهی که به خاطر برپایی این نمایشگاه حضور داشته، جوانان بسیاری داوطلب شده بودند تا در حمل و چیدن آثار و تمیز کردن آن‌ها سهمی داشته باشند و این موجب شده هنرمندی که گمان می‌کرده پس از گذشت سال‌های بسیار (۲۵ سال گذشته) فراموش شده، تحت تأثیر قرار گیرد و امروز از این که دریافته جوانان به نوعی کارهایش را دنبال کرده‌اند و ارتباطاتی اینچنین صمیمانه به وجود آمده بسیار خوشحال است.

دیوارهای ایران
دیوارهای ایران، نامی است که بر بخشی از مجموعه آثار سرامیک و برنز پرویز تناولی گذاشته شده است. او خود را به شدت متأثر از معماری ایران می‌داند و می‌گوید: دوره‌ای از این معماری، به قبل از اسلام و دوره‌ای دیگر به معماری پس از اسلام در ایران ارتباط دارد. برای مثال دیوارهایی به یاد تخت جمشید با پله‌های آن و نیز خطوط میخی که در جای جای تخت جمشید دیده می‌شود از جنس برنز را ساخته‌ام که این مربوط به مجموعه‌ای از معماری ماقبل اسلام در ایران است. به هر حال در این دسته کارهایم سعی کردم از جوهر و خمیر مایه آن نوع معماری، کار جدیدی خلق کنم.
در جایی دیگر نیز آثارم را با تأثیر از معماری اسلامی ساخته‌ام. مساجد و ابزاری چون علمهایی که در داخل آن‌ها وجود دارند. معماری‌ای که این مساجد از آن برخوردارند، بسیار زینتی ولی از درون، قوی است. به عبارتی، تزئینات روی کاشی‌های مساجد ما، دکور و یا کاغذ دیواری نیست، بلکه تحرک و انرژی در آن‌ها موجود است. خطوط اسلامی و خط نوشته‌ها در کنار سادگی به کار رفته در دیگر قسمتها به معنای هماهنگی معماری داخلی و بیرونی این مساجد است. معماری بزرگ، بناست و معماری کوچک، اجزای بناست. یعنی وقتی شما داخل مسجد می‌شوید، می‌بینید مجموعه منبرها، درها، پنجره‌ها، ضریح، قفلها و دستگیره‌ها هستند که این بناها را ساخته‌اند.
در بخش دیگری از کارهایم نیز تلفیقی کار کرده‌ام. یعنی ضمن آن که از جنبه‌های با عظمت معماری پیش از اسلام که در تخت جمشید، نقش رستم، بیشابور و... دیده می‌شوند بهره گرفتم، از معماری اسلامی نیز استفاده کردم. به هر حال ترکیب اینها با شعر ایرانی است که این بناها و آثار را ایجاد کرده‌اند.

عشاق
در ادامه دیدار از آثار استاد به مجموعه «عشاق» می‌رسیم. او با شور و اشتیاق بی‌حدی از مجموعه فرهاد کوهکن و آثارش در این زمینه به سخن گفتن ادامه می‌دهد. تناولی علاقه وافر خویش را نسبت به داستانهای ایرانی بویژه داستان شیرین و فرهاد ابراز می‌کند و بیش از هر چیز از علاقه‌اش به زندگی فرهاد می‌گوید. فرهاد را با هر فرم و عنوانی و ساخته شده با هر مواد و تکنیکی در میان آثار هنرمند می‌بینیم: شیرین و فرهاد، فرهاد و قفلهایش، فرهاد افتاده، فرهاد و قفس بلبلی، فرهاد ایستاده، فرهاد و استخوان شیر، فرهاد در فشردن استخوان خویش و....
او می‌گوید: فرهاد، شخصیت استثنایی در تاریخ هزار و سیصد و چند ساله ماست و تنها مجسمه‌‌سازی است که در تاریخ هنر مجسمه‌‌سازی کشور ما، تاریخ سفیدی بوجود آورده، به طوری که فقط نام فرهاد است که این تاریخ را زنده و جاوید نگه داشته است؛ آن هم به دلیل وجود شعرایی است که فرهاد را از یاد نبردند. فرهاد، تمام نیرو و قوت قلب و همه چیز من است.
تناولی در مورد یکی از آثار خاص خود که یادمانی برای فرهاد است (فرهاد در حالی که تیشه و چکش‌اش را به دست دارد، به حالت خوابیده در قفسی قرار گرفته)، می‌گوید: معتقد نیستم که مجسمه باید تشریح ادبی باشد و از کلام بهره بگیرد، مجسمه نیازی ندارد از کلام بهره ببرد بلکه باید بتواند از طریق فرم و شکل، بیان احساس کند.

علیه قفس
در سال ۱۳۴۹ پرویز تناولی جنبش مبارزه‌ای را علیه در قفس کردن پرندگان آغاز می‌کند و در این راستا دست به خلق تعدادی آثار ساخته شده از برنز می‌زند. او می‌گوید: در آن موقع مخالفت زیادی با حبس کردن حیوانات به ویژه پرندگان و جانداران دیگر در قفس داشتم. یا باید در قفس چیزی نگذاشت و یا اگر تمایل به انجام چنین کاری وجود دارد، بهتر است یک شیء بی‌جان را درون قفس قرار داد. اثر «ما اینجا خوشیم» که آفتابه‌ای را در قفس نشان می‌دهد، حاصل این تفکر بوده و در ضمن، فضاها و فرم‌های زیبایی را نیز ایجاد کرده است.

هیچستان / فرهاد و قفل‌هایش
ریچارد اتینگهاوزن در بخشی از نظراتش درباره آثار تناولی چنین گفته است: «ظاهرا «هیچ» به بی‌ارزشی و سرخوردگی و انفعالی اشاره دارد که انسان امروز را در برگرفته و بر بسیاری از ادبیات معاصر سایه افکنده. این واژه به تنهایی هم نگرش مسلمانان پارسا را نشان می‌دهد و هم دیدگاه صوفیان و عارفان ایرانی را. انسان درمی یابد که فقط پروردگار جاودانی است و دیگر موجودات هیچ‌اند و محکوم به فنا. بسیاری از مجسمه‌های هیولاوار تناولی هرچند نیرومند می‌نمایند ولی همین نماد «هیچ» را در خود دارند که نشانه‌ای است از خطاکاری نهایی انسان.»
تناولی خود در مورد این دسته از کارهایش می‌گوید: «اولین اثر «هیچ» را در سال ۱۳۴۳ ساختم و حدود ده سال بر روی آثار «هیچ» کار کردم؛ به جایی رسیدم که خواستم نشان دهم «هیچ» در حقیقت، یک وجود است. شکل، بدنه و حجم دارد و به این منظور دو قفس از هیچ ساختم: قفسی که داخل آن کلمه هیچ است و دیگری هیچ در آن نیست؛ و البته این دو قفس با یکدیگر فرق دارند، چون از لحاظ بصری یکی نیستند. «هیچ» ‌ی که یک مجسمه‌ساز می‌سازد و به آن شکل و فرم می‌دهد، یک «هیچ» معمولی نیست.

قفل‌های نیاز
فرهاد و قفل‌هایش، قفل و دیوار، قفل و آئینه، قفل و قفس، قفل بر دیوار و ستون و قفل از جمله عناوین آثاری هستند که تناولی در مجموعه قفل‌هایش بر روی آن‌ها کار کرده است.
هنرمند در این باره چنین می‌گوید: قفل در فرهنگ ما فقط جنبه ایمنی ندارد. معانی بسیار گسترده تری را نیز شامل می‌شود و با درونیات آدمها خیلی مرتبط است، مردم گرفتار و نیازمند، قفل را به ضریح می‌زنند و طلب نیاز می‌کنند. حتی عشایر و روستائیان که شاید دسترسی به امامزاده‌ای نداشته باشند، به جای قفل، تکه‌ای از لباسشان را به درخت یا دیواری که گمان می‌کنند مقدس است، گره می‌زنند تا گره و قفل زندگی‌شان باز شود.
استاد با اشاره به یکی از این دسته آثارش ادامه می‌دهد: من نیز این قفلها را به دیوار زدم که هم شکل ظاهری‌اش را زیباتر می‌کند و هم به معانی درونی‌اش بعد بیشتری می‌بخشد.

مرغ قفس
«مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک/ چند روزی قفسی ساخته‌اند از بدنم»، این بیت منسوب به مولانا، مبنای ساخت مجسمه‌های پرنده و قفس این هنرمند است. او خود می‌گوید: وقتی یک مرغ بهشتی اصلا بدنش از خود قفس است، معنای عمیقی را در برمی گیرد.

مرغ و قفس
ما با قفس به دنیا می‌آییم و در تمام زندگی آن را با خود حمل می‌کنیم و گمان می‌بریم که آزاد هستیم؛ در حالی که چنین نیست.

عشاق و دستها
در جایی دیگر عشاق توسط هنرمند به دست تبدیل شده‌اند؛ دستهایی که همدیگر را در برمی گیرند. تناولی خود می‌گوید: عشق خیلی زیباست. عشق پدر و مادر به فرزند که این عشق را خواسته‌ام به شکل یک دست کوچکی که در داخل دست بزرگ قرار گرفته، نشان دهم. در واقع خواستم به جای ساختن کل عشاق، فقط بخشی از بدنشان را که دست آنهاست، به نمایش بگذارم.

 [1] 2


فراخوان جشنواره های داخلی
فراخوان جشنواره های خارجی
100 سال مجسمه سازی نوین جهان
جشنواره های بین المللی
مقالاتی پیرامون هنر و زیبایی شناسی
معرفی کتاب
مقاله شناسی
پایان نامه های مجسمه سازی

اخبار انگلیسی
مقالات انگلیسی


درباره ما
تماس با ما
info@iransculpture.ir
IranSculpture@yahoo.com