IranSculpture.ir
تحقیقی - خبری - پژوهشی جامع ترین سایت تخصصی هنر مجسمه سازی ایران
بازگشت مقالات پیرامون مجسمه سازان ایرانی
[1] ............................................................................................................. [خاطره‌ی اَزلی / گفتگو با بهروز دارش]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خاطره‌ی اَزلی / گفتگو با بهروز دارش
عباس اکبری

دو هفته‌نامه هنرهای تجسمی تندیس / شماره سی و چهار / ص 7
عنوان :
نویسنده:
مترجم:
منبع:
--------------------------------------------------------------------------------------------------------

آقای دارش، شما در مطالبی درباره هستی باغ ایرانی گفته‌اید: "باغ‌های ایرانی تنها گل، آب، درخت، خشت و عمارت نیست. مسئله باغ‌ها از جنس زمان است." لطفاً در این خصوص (زمان) توضیح دهید؟
بله، به نظر من مسئله باغ‌های ایرانی، مسئله غیاب و فراموشی است، جدا افتادگی و وانهادگی، سکوتی است خموشانه و رمزآمیز، جدالی است با عدم و ویرانی در پی حفظ یک تشخص.
مسئله باغ‌های ایرانی استتیک مرگ و نابودیست. از جنس زمان است. چون کلیه مقولاتی که ذکر کردم هستی‌شناسانه، ارتباط نزدیک با زمان داشته و هر یک به ترتیبی به آن وابسته‌اند. به همین جهت برای من مسئله باغ‌های ایرانی از حد و حدود شکل ظاهری یک باغ می‌گذرد و به نوعی زندگی و زندگی یک طبقه و خلوت‌نشینی‌ها آن می‌رسد. زمان در باغ‌های ایرانی نابهنگام است و از دسته رفته، شکافی عظیم در زمان.
مقصودتان از زمان نابهنگام، از دسته رفته و شکاف در زمان چیست؟
جهان را بدون هستی انسان و انسان را بدون هستی در جهان نمی‌توان متصور شد. زمانی، هستندگانی بودند که اکنون نیستند و باغ‌هایی که زمانی بودند و اکنون هم هستند ولی جدا افتاده از هستندگان اصلی خود و ما که هستیم در زمان حال، به طوری دیگر، و خواهیم بود. موجودیت‌هایی نابهنگام، در زمان حال و گذشته و آینده. مسئله باغ ایرانی یک کهنه‌پرستی ارتجاعی نیست. باغ‌های ایرانی خاطره و نوستالژی غم و اندوهی حسرت‌بار است. چیزی از دست رفته است باید هزار لایه بشکافی تا بدان بررسی، کشف جهانی دیگر، زمانی دیگر، شکافی در زمان، خاطره‌ایست ازلی که غریبانه در روح ما نفوذ دارد و به ترتیبی یا آن در ارتباطیم. حضوری متافیزیکی در ناخودآگاه.
آثار من در ارتباط با باغ‌های ایرانی در واقع خیالات و تصوراتی است شخصی در جهت اسکان نزدیکی و همجواری با حسی دور و دست نیافتنی و روی گردانیست از کلیه برداشت‌های کلیشه‌ای حاکم و حاضر در این زمینه.
آقای دارش چگونه می‌توان زمان و خاطره را در قالب آثار تجسمی عینیت بخشید و تلاش شما در این ارتباط چگونه بوده است. آیا عینیت بخشیدن به این مقولات خود لطمه زدن به آنها نیست؟
از نظر فلسفی این یک امر ناممکن است. خاطره و نوستالژی از جنس زمان از دست رفته است چنانچه متجسم و متجسد گردد به درجات ضایع می‌گردد. خاطره در ذهن و ناخودآگاه میزید و می‌میرد و جایش در جهت عینیت بخشیدن به آن بیهوده است. غم و حسرت و لذت خاطره حالتی درونی است و متفاوت از لذت‌های بیرونی و بصری. خاطره همیشه در جایی دیگر است و دست‌نیافتنی، هر روایتی از آن روایتی دیگر پشت سر دارد . ما فقط در یک حالت روان‌پریشی است که با خاطره و نوستالژی و زمان از دست رفته هم دل و هم‌نشین می‌شویم. با توجه به مطالبی که خدمتتان عرض کردم می‌توان همیشه پیش‌بینی نمود که نمایشگاه‌هایی نظیر باغ‌های ایرانی از بدو امر مواجه با یک شکست بوده و تنها درجه شکست متفاوت می‌باشد.
حال چنانچه از حیطه نظری قدم به حیطه عمل بگذاریم می‌توان به سئوال شما پاسخ داد: از طریق به کارگیری نور و فضا می‌توان به ترتیبی توهم حضور زمان را در آثار بصری به بیننده القا نمود و تلاش من در این رابطه چنین بدوه است: تخریب و رویگردانی از نشانه‌های بازنمودن و کلیشه‌ای حاکم بر باغ‌ها و تقلیل و تعلیق المان‌های بصری و خیال‌پردازی در ساحتی از فضا و نور به منظور امکان نزدیک شدن به وضعیت‌های درونی و هستی شناختی در ارتباط با باغ‌های ایرانی.
نظر خودتان را در مورد آثار به نمایش درآمده در نمایشگاه باغ ایرانی ابراز فرمایید؟
به نظر من آثار و هنرمندان شرکت کننده در این نمایشگاه را می‌توان در چهار گروه عمده طبقه‌بندی نمود:
1. آثاری که بدون توجه به عمق مسئله صرفاً توجه به بازنمایی نشانه‌های شناخته شده و بیرونی باغ‌ها پرداخته و نسخه‌ای به مراتب ضعیف‌تر از عین را ارایه نموده‌اند.
2. آثاریکه ضمن توجه به عین و طبیعت و نشانه‌های بازنمودی باغ‌ها به طور ناموفقی قدم به عرصه مجاز گذاشته و در میان راه درمانده، وضعیت کسل کننده‌ای را ارائه نموده‌اند. در این آثار چهار چیز در آن واحد ضایع گردیده است: هنرمند و اثر، عین و مجاز.
3. آثاریکه در حد خود جالب بوده ولی ارتباط چندانی با تم نمایشگاه نداشته یا حداقل اینکه برقراری این ارتباط برای بیننده سخت یا غیرممکن می‌باشد. این آثار کنجکاوی و جستجوی بیننده را تحریک می‌نماید ولی از طرفی دیگر به کلیت فضای نمایشگاه لطمه وارد می‌نماید.
4. آثاریکه هنرمندان آن‌ها خیال‌پردازانه و خلاقانه به مسئله باغ‌های ایرانی برخورد نموده و ابعادی دیگر و متفاوت از هستی و حضور این باغ‌ها (و در بعدی وسیعتر از سنت ایرانی را) به ما نشان داده‌اند، که خوشبختانه تعداد این‌گونه آثار در نمایشگاه کم نبوداه و جا دارد از هنرمندان این آثار به خاطر لحظات لذت‌بخش و دگرگونی که در این ارتباط به ما اعطا نموده‌اند تشکر نماییم. در مورد آثار پیش‌کسوتان این نکته را لازم می‌دانم که استفاده بی‌مورد و بیش از حد این آثار، گاهی اوقات قدر و منزلت والای این آثار را در حد ملزومات نمایشگاه مهم کاهش می‌دهد.

خاطره همیشه در جایی دیگر است و دست نیافتنی، هر روایتی از آن روایتی دیگر پشت سر دارد.

چیدمان آثار را در این نمایشگاه چگونه دیدید؟
چیدمان آثار در این نمایشگاه می‌توانست بهتر از این باشد. یک چیدمان خوب می‌تواند کمک زیادی به تأثیر آثار و دریافت بیننده از آنها داشته باشد، تا جایی که اطلاع دارم، در این نمایشگاه به جهت رعایت حرمت هنرمندان مکان‌های نمایش طبق انتخاب هنرمندان شرکت کننده صورت گرفته است و طبیعی است که این شیوه پسندیده محدودیت‌هایی را از نظر چیدمان آثار همراه داشته باشد. چنان‌چه در چیدمان نمایشگاه یک تسلسل منطقی (به گونه‌ای که در نمایشگاه مجسمه‌سازان معاصر انگلیس در موزه شاهد آن بوده‌ایم) موردتوجه قرار گیرد می‌توان به دریافت بهتر بینندگان خصوصاً بیننده‌ی عادی کمک نمدوه و در القا تم و فضای کلی نمایشگاه موثر واقع گردد. در اینجاغ نکته‌ای به نظرم می‌رسد که ذکر آن را ضروری می‌دانم و آن استفاده از راه‌روها و فضاهای ارتباطی موزه جهت نمایش آثار هنرمندان می‌باشد، با تمام آگاهی که از محدودیت فضای نمایشی موزه و اساساً محدودیت فضاهای نمایشی در سطح کشور دارم باز بهتراست که از راه‌روها و گذرگاه‌ها که فضاهای عام و فضاهای تنفسی و حیاتی بینندگان می‌باشد کمتر استفاده گردد. انباشت موزه از آثار هنری می‌تواند هر چیدمان و نمایشگاهی را مواجهه با شکست نماید. هرگونه انباشت، پروسه تکرار و سلطه خود را دنبال نموده و نهایتاً اضمحلال و نابودی خود را در پی خواهد داشت.
چه ویژگی بارزی در این نمایشگاه وجود دارد؟
ویژگی عمده نمایشگاه موضوع و عنوان آن است، انتخاب موضوع باغ‌های ایرانی به عنوان تم یک نمایشگاه جلب‌نظر می‌نماید و همچنین حضور هنرمندانی از رشته‌های مختلف در نمایشگاه مانند: سینما، معماری، نقاشی، مجسمه‌سازی و غیره و چالش این هنرمندان با جذابیت‌های یک سنت را می‌توان از ویژگی‌های دیگر این نمایشگاه قلمداد نمود. با توجه به پروسه پرشتاب جهانی شدن برگزاری چنین نمایشگاهی و نمایشگاه‌های نظیر آن در آینده می‌تواند به عنوان یک عکس‌العمل یا یک اقدام تأمل‌برانگیز باشد. شاید راهی در میان باشد. برگزاری چنین نمایشگاهی می‌تواند به شناخت درونی و عمیق‌تر ما از سنت و فعال نمودن پتانسیل‌های ناشناخته آن کمک نماید.
در این خصوص چه راه‌کاری را پیشنهاد می‌کنید؟
به نظر من هنر تجسمی ما از یک پشتوانه ضروری و مهم تحت عنوان خرد هنری کمتر بهره برده بنابراین این سوال همیشه برای من مطرح بوده است که هنری با پشتوانه ضعیف فلسفی و خرد هنری و نقد هنری چه سرانجامی خواهد داشت. نمی‌دانم هنری بدون درک و ارتباط عمیق با هستی و جهان چه منزلتی می‌تواند داشته باشد و به چه کار می‌آید و چه جذابیتی دارد. پیشنهاد می‌کنم برای پاسخ به این سوال پراهمیت شما گفتگوی جداگانه‌ای داشته باشیم.

 [1]


فراخوان جشنواره های داخلی
فراخوان جشنواره های خارجی
100 سال مجسمه سازی نوین جهان
جشنواره های بین المللی
مقالاتی پیرامون هنر و زیبایی شناسی
معرفی کتاب
مقاله شناسی
پایان نامه های مجسمه سازی

اخبار انگلیسی
مقالات انگلیسی


درباره ما
تماس با ما
info@iransculpture.ir
IranSculpture@yahoo.com