IranSculpture.ir
تحقیقی - خبری - پژوهشی جامع ترین سایت تخصصی هنر مجسمه سازی ایران
بازگشت مقالات پیرامون مجسمه سازان ایرانی
[1] 2 ..................................................................................................... [مصاحبه نشریه مجسمه با ایرج محمدی]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مصاحبه نشریه مجسمه با ایرج محمدی
سید مجتبی موسوی

نشریه انجمن مجسمه‌سازان ایران شماره سه، ص5ـ2
عنوان :
نویسنده:
مترجم:
منبع:
--------------------------------------------------------------------------------------------------------

ایرج محمدی، مجسمه‌ساز و عضو هیأت‌مؤسس انجمن هنرمندان مجسمه‌ساز ایران متولد بهمن 1324. در یکی از روستاهای اطراف تهران که محل فعلی فرهنگسرای بهمن است به دنیا آمده. او بنا به استعداد ذاتی، از همان زمان کودکی با گل مجسمه‌هایی می‌ساخته و سپس در مدرسه به طراحی و نقاشی گراییده است. ابتدا در دبیرستان وارد رشته ریاضی شده ولی به واسطه یک اتفاق کوچک هنگامی که در کلاس، تصویر معلم را طراحی می‌کرده، توسط همان معلم به هنرستان هنرهای تجسمی راهنمایی شده و دیپلم متوسطه را از آن‌جا اخذ نموده است. او ضمن تحصیل در هنرستان در کارگاه مرحوم قهاری نیز به‌یادگیری مجسمه‌سازی مشغول می‌شود.
پس از گذراندن خدمت سربازی، تصمیم می‌گیرد برای ادامه تحصیل به ایتالیا برود اما برای این کار، پول احتیاج داشت. در این زمان به طور اتفاقی در فراخوان ساخت مجسمه شاه عباس در اصفهان شرکت می‌کند و برنده می‌شود به این ترتیب اولین مجسمه‌اش را در فاصله سالهای 52ـ1350 می‌سازد.
این مجسمه شش متری برنزی که شاه عباس را سوار بر اسبی نشان می‌داد در یکی از میدان‌های اصفهان نصب می‌شود ولی پس از مدتی آن را برمی‌دارند و اکنون در محلی نامعلوم زیر خاک مدفون است.
ایرج محمدی از سال 1352 در ایتالیا مشغول به تحصیل می‌شود و در رشته مجسمه‌سازی زیر نظر پروفسور فتسینی از مجسمه‌سازان همدوره شاگال و پیکاسو موفق به دریافت مدرک لیسانس می‌گردد. او در ادامه مشغول به تحصیل در رشته نقاشی می‌شود اما با وقوع پیروزی انقلاب اسلامی، درس را نیمه تمام رها کرده با اولین پرواز به کشور بازمی‌گردد. ایرج محمدی تاکنون مجسمه‌سازی را به طور پیوسته ادامه داده و در زمان این گفتگو نیز به اجرای مجسمه مهندس کریم ساعی به سفارش زیباسازی شهرداری تهران مشغول است.
گفتگوی زیر را که در یک فضای صمیمی در کارگاه او انجام گرفته بخوانیم:
آقای محمدی شما اولین کارتان را قبل از انقلاب با ساختن مجسمه شاه عباس انجام دادید. آیا پس از آن، کار دیگری به شما سفارش داده شد؟
چرا. در فاصله‌ای که من در ایتالیا تحصیل می‌کردم، مجسمه ستارخان را برای میدان ستارخان سفارش گرفتم. آن را در ایتالیا ساختم اما زمانی که آماده برنزریزی شد، انقلاب شد و کار در مرحله مدلاژ نیمه‌تمام رها ماند. البته آن موقع آقای دارش مجسمه عباس‌میرزا را می‌ساخت آقای قهاری باقرخان و آقای صدیقی امیرکبیر.
پس از پیروزی انقلاب مجسمه‌سازی دستخوش تحولات عظیم اجتماعی شد، شما پس از پیروزی انقلاب کار مجسمه‌سازی را چه‌طور شروع کردید؟
در واقع اولین مجسمه فیگوراتیو جمهوری اسلامی برای بزرگداشت سهراب سپهری بود که آن را ارشاد در سال 1367 سفارش داد و من از جنس برنز ساختم. البته قرار بود کار در کاشان زادگاه سهراب نصب شود اما چون تصور می‌شد فضای کاشان اجازه نصب آن را نمی‌دهد در تهران در یک فضای داخلی در حوزه هنری نصب کردند. اما من دوست دارم که آن را به کاشان منتقل کنند.
کار بعدی یک مجسمه مدرن بود که در پارک بهجت‌آباد نصب شده است. بعد از آن هم مجسمه رفتگر را ساختم که البته در ارتفاع دو متر سفارش داده شد و من خودم چهار و نیم متری اجرا کردم چون برای فضای پارک رفتگر کنار بزرگراه چمران کار دو متری خیلی حقیر می‌شد. بعد هم مجسمه امیرکبیر را برای پارک قیطریه در ارتفاع سه و نیم متر ساختم.
یک بار پیش از انقلاب مجسمه شاه عباس را که ساختید و نصب شد پس از مدتی برداشتند، گویا رفتار مشابهی نیز چند سال پیش با کار شما تکرار شد؟
من مجسمه کاوه را سال 1380 برای اصفهان اجرا کردم این مجسمه را به من چهار و نیم متر سفارش دادند و من خودم شش و نیم متر اجرا کردم.
جنس کار برنز بود و حدود 6ـ5 تن وزن آن شد. حدود یکسال و نیم این کار در اصفهان نصب بود ولی شهرداری آن را به بهانه احداث مترو برداشت.
گله من این است که اگر عبور مترو باعث برداشته شدن کار هست باید کار را در گوشه دیگری نصب کرد. به هر حال این مجسمه یک شخصیت ملی و حماسی ایرانی است و در تاریخ و ا دبیات ما نقش مهمی دارد. دنیا ما را با فرهنگ و ادبیاتمان می‌شناسد. توی کتابهای درسی هم قصه کاوه هست. کاوه تأثیر مثبت روی شخصیت جوانهای ما دارد. ما اگر مجسمه کاوه را می‌سازیم بهانه است. این کاوه در واقع کاوه امروزی است. کاوه شاهنامه همان زمان کارش را انجام داده. ما هر زمان کاوه خودمان را داریم.
آقای محمدی چند سال است به صورت جدی در زمینه مجسمه‌سازی فعال هستید. با توجه به مشکلات فراوان آیا هیچ‌وقت پشیمان نشدید که چرا به این رشته پرداخته‌اید؟
من از سال چهل و پنج یعنی حدود چهل سال است که فعالیت می‌کنم اگر باز هم به دنیا بیایم همین کار را انجام می‌دهم. اما این بار حواسم را جمع‌تر می‌کنم. که سرم را کلاه نگذارند و هم‌اینکه زودتر یک کارگاه داشته باشم. چون من همیشه یک گاراژ کرایه می‌کردم و گوشه‌ای چادر می‌زدم و کار می‌کردم. بعد با مرحوم مددی یک مرغداری گرفتیم و تبدیل به کارگاه کردیم. مسئله کارگاه برای هنرمند باید حل بشود. حداقل حدود پنجاه درصد نیروی هنری جامعه همیشه دنبال محل کار می‌گردد.
با مجسمه‌سازی می‌توان پولدار شد؟
می‌شود زندگی کرد نه این که پولدار شد.
آیا مجسمه‌ساز نسل جدید می‌تواند پایه‌های زندگی‌اش را روی این شغل بگذارد؟
مجسمه‌ساز به عقیده من مشکلاتی دارد که حداقل نصف عمرش با آن‌ها درگیر است. بنابراین تا نصف عمرش نه تمام مجسمه‌سازان ما بیکار هستند. جایی هم برای کار کردن در اختیار ندارند. خیلی از اینها هم ناشناس هستند. باید به آن‌ها میدان داده شود که کار بکنند. اما هنرمندان ما ده سال بیکار می‌مانند تا این که اگر بتوانند نمایشگاهی بگذارند و شناخته بشوند و تازه آن وقت بتوانند سفارش بگیرند یا کارشان خریداری شود. بنابراین یک مجسمه‌ساز به سختی می‌تواند پولدار شود.
و البته این باعث می‌شود مجسمه‌سازان ما برای گذراندن امر به کارهای جنبی و بیربط روی بیاورند. آیا شما در این مدت به این کار مجبور شده‌اید؟
من خوشبختانه صرفاً مجسمه‌سازی کرده‌ام اما شبهایی هم داشته‌ایم که فقط دو تا بچه‌هایم سیر بوده‌اند و من همسرم نه. البته از بعد از ازدواج تنها کسی که حامی من بوده همسرم بوده. در تمام این مدت هیچ‌وقت چیزی از من نخواسته که نتوانم انجام بدهم. یا اینکه به شغلم اعتراض بکند. البته خوشبختانه قبل از ازدواج با من، کتاب شور زندگی و نسان ون گوگ را خوانده بوده و تحت‌تأثیر آن برای من کانون گرمی ایجاد کرده است.
آیا در بخش آموزش مجسمه‌سازی فعال هستید؟
پنج سال است در دانشگاه هنر تدریس می‌کنم. البته در هنرستان هنرهای زیبا در پیچ شمیران رشته مجسمه‌سازی را من راه‌اندازی کردم. در کارگاه هم بچه‌ها می‌آیند و کمک می‌کنند و از ابتدای انجام یک کار تا پایان آن حضور دارند و به هر حال آموزش هم می‌بینند. من هر چه بلد باشم یاد می‌دهم. به هر حال بردن اطلاعات به گور کار درستی نیست و از بچه‌های علاقه‌مند دریغ نمی‌کنم.
شما فکر می‌کنید دانشگاه می‌تواند مجسمه‌ساز پرورش دهد؟
نه، دانشگاه فقط یک انگیزه و وسیله است. یعنی اگر کسی آن شور هیجان ذاتی در وجود باشد دانشگاه راه را به او نشان می‌دهد. و این امر از طریق کمک استاد و یادگیری تکنیک‌ها و در بحث‌ها و تئوری‌ها اتفاق می‌افتد. اگر کسی جوهر‌ه‌اش را داشته باشد دانشگاه آن را صیقل می‌دهد و جرم را از روی آن برمی‌دارد.
دیدگاهتان درباره وضعیت مجسمه‌سازی مملکت چیست؟
من یک‌جور دوگانگی می‌بینم و این دوگانگی یک طرفش احساس است یعنی کسانی که این کار را دوست دارند، مجسمه‌سازند و بیشتر دنبال حس و حال شخصی و مجسمه‌سازی شخصی خودشان هستند. جامعه ما هم ز یاد متوجه نمی‌شود، چون خیلی دور از این قضایا هستند. مثلاً من اگر برای مادرم سمفونی شماره نه را بگذارم اذیت می‌شود. چون هیچ پیشه‌ای از آن ندارد. اما موسیقی ایرانی را به خوبی می‌فهمد و لذت می‌برد. بنابراین مردم ما از مجسمه‌ساز کارهای دیگری می‌خواهند این وظیفه مجسمه‌ساز است که بتواند یک پیوستگی ایجاد کند بین اثر، فرهنگ و پیشینه مملکت و سلایق مردم. اما الان متأسفانه کارهایی که بتواند به ایجاد پیوستگی کمک کند نداریم. بعد از انقلاب هم، نمایشگاهای بزرگ هنری کم داشته‌ایم و اگر هم بوده فقط روشنفکران و دانشجویان آمده‌اند نه مردم عادی این فاصله باعث شده هنرمان نتواند با مردم ارتباط برقرار کند. همین مسئله هم بهانه‌ای شده برای ارگانهای دولتی که باید آثار هنری را خریداری کنند تا از این کار طفره بروند.
آیا فکر نمی‌کنید اگر تعداد مجسمه‌ها زیاد بشود و همینطور تعداد نمایشگاه‌ها مردم بالاخره ارتباط پیدا می‌کنند؟
به‌هر حال الان شرایط به این‌گونه است. راه‌حل هم دارد. ما مجسمه‌سازها اگر به هر طریقی که هست، نمایشگاه بگذاریم، نمایشگاه خیابانی، توی پارک و... اول ممکن است که مردم بگویند این آشغال‌ها چیه ولی بعد اگر توضیح داده بشود به راحتی متوجه می‌شوند و ارتباط می‌گیرند. به هر حال، باید کار را ببریم تو دل مردم.
خیلی وقت‌ها مدیران، به این بهانه تکراری متوسل می‌شوند که مردم آثار هنرمندان را درک نمی‌کنند و این طریق از خرید، اجرا یا نصب آثار هنری شانه خالی می‌کنند، شما در این باره چه نظری دارید؟
این‌طور نیست که مردم نفهمند. ارتباط درستی نمی‌گیرند و دلیلش هم اتفاقاً خود همان مدیران هستند. یک مدیر معمولاً در یک مقطع کوتاه می‌آید و می‌رود. مدیر بعدی دوست ندارد کارهای مدیر قبلی را دنبال کند حتی پرسنل را هم عوض می‌کند. اگر او به کار نفر قبلی احترام بگذارد، نفر بعدی هم به کار او احترام خواهد گذاشت و به این ترتیب ما پیش می‌رویم. اما به این شکل کنونی ما هر روز عقب می‌رویم. ضمن این که باید ا جازه بدهند هر تیپ کاری برود در سطح شهر و دیده شود. بعد از یک مدت خود جامعه انتخاب می‌کند و تعیین می‌کند که کدام خط دنبال بشود. مدیران ما در حال حاضر به هنر بهایی نمی‌دهند. مشکل، مردم نیستند.

 [1] 2


فراخوان جشنواره های داخلی
فراخوان جشنواره های خارجی
100 سال مجسمه سازی نوین جهان
جشنواره های بین المللی
مقالاتی پیرامون هنر و زیبایی شناسی
معرفی کتاب
مقاله شناسی
پایان نامه های مجسمه سازی

اخبار انگلیسی
مقالات انگلیسی


درباره ما
تماس با ما
info@iransculpture.ir
IranSculpture@yahoo.com