IranSculpture.ir
تحقیقی - خبری - پژوهشی جامع ترین سایت تخصصی هنر مجسمه سازی ایران
بازگشت مطالب و مقالات مجسمه سازی
[1] .......................................................................................................... [فرم و فضا در مجسمه‌سازي معاصر (2)]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
فرم و فضا در مجسمه‌سازي معاصر (2)
ستاره بريراني
----------

عنوان :
نویسنده:
مترجم:
منبع:
--------------------------------------------------------------------------------------------------------

بيشتر گفتيم به هنگام بررسي فرم، بي‌ترديد نمي‌توانيم آن را شيي يا پديده‌اي كاملاً مستقل محسوب كنيم. در حقيقت فرم بدون عناصر همراه آن نمي‌تواند معنايي كامل داشته باشد. فضا، محيط، مكان و بازنمودهاي آن مانند طبيعت، نور سايه، ابعاد و... هر يك در تأثير، تغيير و معناي فرم به نحوي دخيل‌اند. فرم مي‌تواند از فضايي دربرگيرنده و بسته حاصل شود، در اين صورت اشكال و معناهاي آن قابليت‌هاي تازه‌اي را به خود مي‌گيرند. فرم خالي يا فرم معنادار با شبكه‌هاي ايجاد شده و فضاهايي متداخل در آن با فضا مي‌آميزد و آن را داراي ارزشي فراتر از فرم صرف مي‌كند. فرم مي‌تواند محيطي با ساز و كار اندك باشد، كمي پستي يا بلندي روي زمين، يك فرم محيطي را نشان مي‌دهد.
در اين صورت فرم با مكان معنا مي‌يابد و از گرايش‌هاي فضايي آن كاسته مي‌شود. اگر چه در بعضي موارد فرم مجسمه را داراي قابليت مستقل از فضا و محيط دانسته‌اند، ليكن اين انديشه نمي‌تواند كامل باشد. چرا كه فرم حتي در خلا و سياليت، باز هم با فضا معنا مي‌يابد. ارزش‌هاي آن تغيير مي‌نمايد و خود را در بازنمودي جديد معنا مي‌كند.
به شخصه معتقدم فرم مستقل اصولاً نمي‌تواند وجود داشته باشد. ما با قرار دادن فرم در مكان‌هاي گوناگون به آن معناي جديد مي‌دهيم. يك فرم قاعدتاً داراي ارزش‌هايي مي‌باشد ولي با قرار گرفتن در فضا يا مكان‌هاي گوناگون، ارزش‌هاي متغيري مي‌يابد. گاه فرم و يا مجسمه‌اي كه آن را داراي ارزش‌هاي زيبايي‌شناختي مي‌دانيم با قرار گرفتن در فضا يا مكاني نامناسب ارزش‌هاي زيبايي‌شناختي خود را از دست مي‌دهد. بنابراين در اكثر موارد بايد آن را همراه و ملازم عناصري چون فضا و محيط محسوب كرد.
فضا نيز معناها و مفاهيم گوناگوني در علوم و فنون و هنرها دارد. به‌طور مثال فلاسفه فضا را امري كاملاً ذهني محسوب مي‌نمايند و فيزيكدان‌ها امري طبيعي.
«لويي كان» در مورد فضا معتقد است: «فضا، فضا نيست مگر اين‌كه به روشني قابل تشخيص باشد، كه چگونه آمده است.» (1) و يا اين گفتار در مورد فضا: «فضا خلايي است كه مي‌تواند شيئي را در خود جاي دهد و يا از چيزي آكنده باشد.» بنابراين از ديدگاه هنرمندان معمار، مجسمه‌ساز و ديگر هنرمندان معناهاي متفاوتي را در اين مورد شاهديم.
فضا مي‌تواند پيرامون اشيا، معنا يابد و جاي خالي كه در اطراف شيئي يا فرم موجود است. اما نكته ظريفي در معناي فضا وجود دارد. آيا فضا خود فرم مي‌تواند باشد؟ به شخصه معتقدم اين امر ممكن است، گاه منظور ما از قرار دادن و شكل‌دهي فرم، شكل دادن به فضا است. يعني برخورد ما با فضا به گونه‌اي ساختن و شكل دادن فضا است.
در اين صورت توجه عمده ما معطوف بر فضا است و از فرم‌ها فضاي پيراموني استفاده مي‌كنيم. در اين صورت تصور اوليه در مورد فرم و فضا جاي خود را با هم عوض مي‌كنند. ما با فرم مانند فضا برخورد مي‌كنيم و با فضا همچون فرمي كه آن را شكل مي‌خواهيم بدهيم.
بر اين اساس و در ادامه بررسي آثار بعضي از هنرمندان، به دو مجسمه از «كريستين مارسلي»(2) و «تاداشي كائواماتا»(3) مي‌پردازيم.
كريستين مارسلي (4)
چيدمان اين هنرمند در گالري «شدهال» در شهر زوريخ در سال 1898 باز هم از آن جمله كارهايي است كه مختص مكان يعني كف گالري است.
درازاي نسبتاً طولاني كف اين گالري به وسيله هنرمند با تعداد بي‌شماري ديسكت گرامافون پوشيده شده. اين ديسكت‌ها كاملاً منظم و در كنار هم قرار گرفته‌اند. دايره‌هاي زرد مركزي اين ديسكت‌ها همگي به رنگ زرد هستند و يك تداوم ريتميك و هماهنگ تكرار شونده را القا مي‌كنند. اين اثر فرم‌هاي تخت تكرار شونده‌اي هستند كه مخاطب مي‌تواند روي آن قدم بزند. فضاي خالي گالري و استفاده از كف براي اين اثر، كيفيات مكاني و زميني اثر را افزايش داده است. اما آن‌چه كه از ويژگي‌هاي عمده اين اثر محسوب مي‌گردد. حضور مخاطب و به قول معروف درگير كردن مخاطب در خود است. در اين‌جا تماشاگرها با راه رفتن بر روي كف گالري و قدم گذاشتن بر روي اين ديسكت‌ها صداهاي خش‌خش خاصي را توليد مي‌كند كه حس شنيداري مخاطب را با خود همراه مي‌سازد.
علاوه بر اين كه بعدها اين ديسك‌ها مي‌توانند عملاً برروي گرامافون صداهاي خاصي را كه بر اثر راه رفتن تماشاگران بر روي آن‌ها ايجاد شده پخش نمايند.
«صداهاي قدم زدن» شايد بتواند نامي براي اين ثر باشد. اما موضوع جالب در اين اثر اين است كه مخاطب و تماشاگر را با فضا درگير نمي‌كند ليكن صداهايي كه بر اثر راه رفتن برروي اين ديسك‌ها توليد مي‌شود فضاي شنيداري خاصي را ايجاد مي‌كند كه به تجربه حس فيزيكي خاصي را به مخاطب مي‌بخشد. اين فضاي شنيداري يك تجربه منحصر به فرد را كه با دخالت خود تماشاگر ايجاد مي‌شود به او مي‌بخشد. مي‌توان از اين نوع تجربيات هنرمندان چيدمان را به نحوي تجربه‌ي شنيداري و مكاني دانست كه بيش از هر مقوله ديگري حضور مخاطب را در خحود مي‌طلبد و در معنا اين اثر كامل نمي‌باشد مگر با حضور مخاطب. تماشاگر با راه رفتن برروي اين اثر در گالري آن را معنا و مفهوم داده و به بياني كامل مي‌كند.
تجربه اين هنرمند مي‌تواند مورد نظر هنرمنداني قرار گيرد كه به حضور مخاطب در آثارشان توجه بيشتري داشته و به اثري كه تماشاگر برروي فرم و فضاي او مي‌گذراند دقت نظر بيشتري دارند.
تاداشي كائواماتا
تاداشي كائواماتا هنرمندي است كه به روش «حاضر و آماده» ساختمان‌هاي مخروب و متروك را به وسيله‌ي نماسازي‌هاي عجيب و غريبش در شكل جديد و نوآورانه‌اي به ظهور مي‌رساند. اين اثر او در آنلي جودا (6) در گالري لندن در سال 1990 ساخته شده است.كائوماتا در اين اثر با استفاده از چوب‌ها و تخته‌هايي به تعداد زياد برروي نماي اين ساختمان به صورتي كاملاً حسي اين منظره عجيب را به نماي ساختماني بخشيده است.
تيرك‌هاي افقي و عمودي به وسيله داربست‌هايي ناپيدا و مربع. مستطيل شكل در زير اين اثر موجود است و سنگيني وزن چوب‌ها را به خوبي حمل مي‌كند.
البته مي‌توان به راحتي اين عناصر عجيب تلفيق يافته با ساختمان را حذف نمود. ليكن تاداشي كائوماتا با ايجاد منظره‌اي بديع و عجيب، ديدگاه عجيبي را براي تماشاگر اين بنا به ارمغان مي‌آورد.
ساختمان قديمي كه مي‌توانست شكل خاص خود را هميشه به صورت قديمي خود داشته باشد اين‌بار با خلاقيت اين هنرمند ژاپني به صورت كاري خلاقه و هنري درآمده كه هر رهگذري را به تنوع ريتميك و جالب توجه خود جلب مي‌نمايد.
بافت چوب كه تداعي‌گر طبيعت است و همچنين تخته‌هاي طولاني كه ما را به ياد بسته شدن مكان‌ها به وسيله اين چوب‌ها در قديم مي‌اندازد با هماهنگي با ديوارهاي آجري قديمي، يك نوع حركت‌زنده را برروي نماي ساختمان ايجاد مي‌كند. شايد بتوان ويژگي مهم اين اثر را تضاد عجيب و نامنظم آن با ساختار كاملاً منظم اين بنا دانست.
حركت‌هاي نامنظم عمودي و افقي و روي هم قراگيري اين تخته چوب‌ها مانند بعضي از آثار آبستره مي‌ماند كه با جسارت تمام خود را به ديواره‌ي اين بنا پيوند داده‌اند. البته و در مجموع انجام چنين كاري جسارت خاصي را مي‌طلبد كه هنرمند ژاپني با فراست هنرمندانه خود بدان نايل آمده. ليكن اين تضاد ساختاري كه موجب تنوع بصري و حجمي اين نما گرديده، خود از ويژگي‌هاي اصلي اين اثر است و در عين حال مي‌تواند سادگي ذهن اوليه آن را كه به راحتي همچون خطوط وحشي عمودي و افقي اين ساختمان به شكل بديعي نامنظم كرده‌اند، از وجوه زيباي اين اثر محسوب نمود. تاداشي كائوماتا از اين جمله آثار برروي ساختمان‌هاي كهنه بسيار دارد و در تمامي اين آثار هنرمند با تضاد زيبايي، قدم و جديد را با هم تلفيق نموده و منظره‌اي بديع به وجود آورده.
شايد بتوان گفت درك فضا و محيط كه به منظور تضاد با اثر مطرح مي‌گردد در اين اثر مورد توجه هنرمند ژاپني قرار گرفته و اين تضاد در فرم و فضا مي‌تواند تداعي‌گر حس و تجربه‌اي نو براي محيطي تكراري و بي‌تنوع محسوب گردد.

 [1]

  • معماري و شهرسازي. آن‌چه بود آري آن‌چه نه. سيمون آويوازيان. شماره 66-1381.
  • Christian Marclay
  • Tadashi
  • Shedhale
  • Ready
  • Annely Juda

فراخوان جشنواره های داخلی
فراخوان جشنواره های خارجی
100 سال مجسمه سازی نوین جهان
جشنواره های بین المللی
مقالاتی پیرامون هنر و زیبایی شناسی
معرفی کتاب
مقاله شناسی
پایان نامه های مجسمه سازی

اخبار انگلیسی
مقالات انگلیسی


درباره ما
تماس با ما
info@iransculpture.ir
IranSculpture@yahoo.com